هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، با تصاویر شاعرانه و استعاره‌های پیچیده، به توصیف عشق، حسرت، و رنج‌های عاشق می‌پردازد. شاعر از خال دلدار، سجده‌ی عشق، تبسم نمکین، و غیرت سخن می‌گوید و با اشاره به عناصر طبیعت مانند گلشن، صبح، و کوه، احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و ظرافت‌های زبانی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۵۵۷ - به‌کنج ابروی دلدار خال فتنه کمین

به‌کنج ابروی دلدار خال فتنه کمین
سیاهپوش سیه خانه‌ای‌ست گوشه‌نشین ۱

چو سایه‌، جذبهٔ خورشید او سراپایم‌،
چنان ربود که نگذاشت سجده‌ام به جبین ۲

سراغ مردمک از چشم ما مگیر و مپرس
خیال خال سیاه تو کرده است کمین ۳

هوای گلشن یاد ترا بهاری هست
کزو چو شعله توان ‌کرد ناله‌ها رنگین ۴

چو صبح از دم تیغ تو پای تا به سرم
جراحتی‌ست‌ که دارد تبسمی نمکین ۵

به شعله‌کاری غیرت هزار دوزخ نیست
بسوز هستی‌ام‌، اما به ‌سوی غیر مبین ۶

به جلوه‌ات رگ گلدسته بند مژگانم
بهار می‌چکد اینجا ز دامن گلچین ۷

ز بس به حسرت رنگ حنا گداخته‌ام
ز خاک من‌کف پای تو می‌شود رنگین ۸

هجوم حیرتم از نقش پای خود دریاب
تو می‌خرامی و من نقش بسته‌ام به زمین ۹

چو کوه غیر زمینگیری‌ام علاجی نیست
شکست در ره من شیشه‌ها دل سنگین ۱۰

تپیدن از چه جرس وام بایدم ‌کردن
نفس ندارم و دل ناله می‌کند تلقین ۱۱

ز سر برآر هواهای عافیت طلبی
به عالمی‌که منم سایه نیست سایه‌نشین ۱۲

درین حدیقه سرو برگ خواب ناز کراست
بهار هم زپر رنگ می‌کند بالین ۱۳

بهار لالهٔ این باغ دیده‌ای بیدل
تو هم به‌خاتم دل داغ نه به‌جای نگین ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۵۶ - ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمین
گوهر بعدی:غزل ۲۵۵۸ - بی‌سراغی نیست ‌گرد هستی وحشت ‌کمین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.