هوش مصنوعی:
این شعر به بیان احساسات ناامیدی، تنهایی و بیپناهی شاعر میپردازد. او از بیاثری نقش خود در زندگی، نبودن نشانهای از امید و عافیت، و انزوا و جدایی از دیگران سخن میگوید. همچنین، شاعر به بیهودگی آرزوهای انسان و غرور هستی اشاره میکند و در نهایت، به ناتوانی در رهایی از این وضعیت تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، مفاهیم ناامیدی و انزوا ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد.
غزل ۲۶۱۳ - به غبار این بیابان نه نشان پا نشسته
به غبار این بیابان نه نشان پا نشسته
به بساط ناتوانی همه نقش ما نشسته ۱
سر راه ناامیدی نه مقام انتظار است
دل بینوا ندانم به چه مدعا نشسته ۲
ز هجوم رفتگانم سر و برگ عافیت کو
که صدای پا به گوشم چو هزار پا نشسته ۳
به چه دلخوشی نگریم ز چه خرمی نسوزم
که در انجمن چو شمعم ز همه جدا نشسته ۴
چو حباب عالمی را هوس کلاهداریست
به دماغ پوچ مغزان چقدر هوا نشسته ۵
به غرور هستی ای صبح مگذر درین گلستان
که صد آینه به راهت نفس آزما نشسته ۶
ره ناله نیست آسان به خیال قطع کردن
که نی از گره درین ره به هزار جا نشسته ۷
به سجود آن دو ابرو نه من وتو سر به خاکیم
به عروج آسمان هم مه نو دو تا نشسته ۸
گل زخم ناوک او چقدر بهار دارد
که چو حلقه بر در دل همه دلگشا نشسته ۹
چو بهکام نیست دنیا چه زنیم لاف ترکش
نتوان نشاند دامن به غبار نانشسته ۱۰
مکش ای سپهر زحمت به تسلی مزاجم
که به صد تحیر اینجا نگهی ز پا نشسته ۱۱
چه تأملست بیدل پر شوق برفشانیم
که غبارها درین ره به امید ما نشسته ۱۲
به بساط ناتوانی همه نقش ما نشسته ۱
سر راه ناامیدی نه مقام انتظار است
دل بینوا ندانم به چه مدعا نشسته ۲
ز هجوم رفتگانم سر و برگ عافیت کو
که صدای پا به گوشم چو هزار پا نشسته ۳
به چه دلخوشی نگریم ز چه خرمی نسوزم
که در انجمن چو شمعم ز همه جدا نشسته ۴
چو حباب عالمی را هوس کلاهداریست
به دماغ پوچ مغزان چقدر هوا نشسته ۵
به غرور هستی ای صبح مگذر درین گلستان
که صد آینه به راهت نفس آزما نشسته ۶
ره ناله نیست آسان به خیال قطع کردن
که نی از گره درین ره به هزار جا نشسته ۷
به سجود آن دو ابرو نه من وتو سر به خاکیم
به عروج آسمان هم مه نو دو تا نشسته ۸
گل زخم ناوک او چقدر بهار دارد
که چو حلقه بر در دل همه دلگشا نشسته ۹
چو بهکام نیست دنیا چه زنیم لاف ترکش
نتوان نشاند دامن به غبار نانشسته ۱۰
مکش ای سپهر زحمت به تسلی مزاجم
که به صد تحیر اینجا نگهی ز پا نشسته ۱۱
چه تأملست بیدل پر شوق برفشانیم
که غبارها درین ره به امید ما نشسته ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۱۲ - به تو نقش صحبت ما، چقدر بجا نشسته
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱۴ - غبار خط زلعل او به رنگی سر برآورده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.