هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر حالات عرفانی و درونی شاعر است. او از جدایی از خود، اضطراب‌های درونی، و جستجوی حقیقت سخن می‌گوید. شاعر با تصاویر شاعرانه مانند آیینه، گرد، شعله، و خزان، مفاهیمی مانند رهایی از نفس، عشق الهی، و گذر از ظواهر دنیوی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. درک این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و بلاغت فارسی دارد.

غزل ۲۶۷۴ - نیاز جلوه دارم حیرت آیینه پروردی

نیاز جلوه دارم حیرت آیینه پروردی
ز دیوان نگاه امشب برون آورده‌ام فردی ۱

به روی چهرهٔ امکان‌، من آن رنگ سبکبالم
که هر کس می‌رود از خویش می‌خیزد ز من گردی ۲

به بال هر نفس پرواز از خود رفتنی دارم
به رنگ اضطراب ناله‌ام توفانی دردی ۳

بیا زاهد طریق صلح‌کل هم عالمی‌ دارد
تو و تسبیح‌، ما و می کشی‌، هر کاری و مردی ۴

ز نیرنگ تغافل برده است آن چشم فتانم
به بازی نیز نتوان یافتن در طاسم آوردی ۵

ز خود رفتن به یادت ریشه در موج ‌گهر دارد
به این تمکین نمی‌باشد خرام نازپروردی ۶

به جیب بیخودی دارم سراغ شعله جولانی
چو اخگر در شکست رنگ ییدا کرده‌ام گردی ۷

خمار عافیت نتوان شکست از نشئهٔ صهبا
گرفتم چون خزان در خون ‌گرفتم چهرهٔ زردی ۸

ز بس جوش مخنث می‌زند این عرصهٔ عبرت
زنان ریشی برون آرند تا پیدا شود مردی ۹

تپیدم آنقدر کز دل فسردن محو شد بیدل
به سعی کوفتنها گرم کردم آهن سردی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۷۳ - غبارم می‌کشد محمل به دوش نالهٔ دردی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۷۵ - عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.