هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق الهی، خودشناسی، و رهایی از خودپرستی می‌پردازد. شاعر از خرابات (محل عرفانی) و مجنون و لیلی به عنوان نمادهایی برای بیان عشق و فنا در راه حق استفاده می‌کند. همچنین، به نقش شمس تبریزی در هدایت و رهایی اشاره می‌شود.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا و عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و نامفهوم باشد.

غزل ۱۸۵۴ - چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون؟

چه دانی تو خَراباتی که هست از شش جِهَت بیرون؟
خَراباتِ قدیم است آن و تو نو آمده اکنون ۱

نباشد مُرغِ خودبین را به باغِ‌ بی‌خودان پَروا
نشُد مَجنونِ آن لیلی به جُز لیلیِّ صد مَجنون ۲

هزاران مَجْلِس است آن سو و این مَجْلِس از آن سوتَر
که این‌ بی‌چون تَر است اَنْدَر میانِ عالَمِ‌ بی‌چون ۳

بِبین جان‌های آن شیران در آن بیشه زَاجَل لَرزان
کَزان شیرِ اَجَل شیران‌ نمی‌میزند اِلّا خون ۴

بَسی سیمُرغِ رَبّانی که تَسْبیحَش اَنَاالْحَق شُد
بِسوزَد پَرّ و بالِ او اگر یک پَر زَنَد آن سون ۵

وزیر و حاجِب و محمود اَیازی را شُده چاکر
که آن جا کو قَدَم دارد بُوَد سَرهایِ َمردانْ دون ۶

تو مَعْذوری در اِنْکارت که آن جا می‌شود حیران
جُنَید و شیخِ بَسطامی شَقیق و کَرخی و ذَاالنّون ۷

اَزیرا راه نَتْوان بُرد سویِ آفتاب ای جان
مَگَر کان آفتاب از خود بَرآیَد سویِ این هامون ۸

مَگَر هم لُطفِ شَمسُ الدّین ِتبریزیْت بِرْهانَد
وَگَرنی این غَزَل می‌خوان و بر خود می‌دَم این افُسون ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۵۳ - چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵۵ - چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.