هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها، ناامیدیها و حیرتهای خود در زندگی سخن میگوید. او احساس میکند در دام عبرتهای زندگی گرفتار شده و مانند پرندهای بیبال در قفسی شکسته محبوس است. اضطراب و بیقراری او را آزار میدهد و از نبود آرامش و همراهی گله میکند. شاعر به خط تسلیم و نیرنگهای زندگی اشاره میکند و از یأس و ناامیدی در زندگی خود مینویسد. او از رنجهایش میگوید و آرزو میکند که ای کاش از این انفعال رها شود. شاعر به عشق و خیالهایش اشاره میکند و از شکستهایش در زندگی مینویسد. در نهایت، او از حیرت و ستمهای زندگی سخن میگوید و خود را مانند تار ساز ضعیفی میداند که به ناله متهم شده است.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، موضوعات یأس و ناامیدی مطرح شده در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۲۷۵۳ - چو من به دامگه عبرت او فتاده کمی
چو من به دامگه عبرت او فتاده کمی
قفس شکستهٔ بی بال دانه در عدمی ۱
نفس بهکسوت سیماب مضطرم دارد
نه آشنای راحت و، نه اتفاق رمی ۲
مپرس از خط تسلیم مکتب نیرنگ
چو سایه صفحه سیه کردهایم بیرقمی ۳
به صد هزار تردد درین قلمرو یاس
نیافتیم چو امید قابل ستمی ۴
چو ابر بر عرق سعی بستهام محمل
کشد غبار من ای کاش از انفعال نمی ۵
به خاک راه تو یعنی سر فتادهٔ من
هنوز فرصت نازیست رنجهکن قدمی ۶
نیام به مشق خیالتکم از چراغ خموش
بلغزش مژه من هم شکستهام قلمی ۷
عروج همتم امشب خیال قامتکیست
ز خود برآمدنی میزند به دل علمی ۸
کجا رومکه برآرم سراز خط تسلیم
به کنج زانوم آفاق خورده است خمی ۹
قناعتم چقدر دستگاه نعمت داشت
که سیرم از همه عالم بخوردن قسمی ۱۰
درین ستمکده حیران نشستهام بیدل
چو تار ساز ضعیفی به ناله متهمی ۱۱
قفس شکستهٔ بی بال دانه در عدمی ۱
نفس بهکسوت سیماب مضطرم دارد
نه آشنای راحت و، نه اتفاق رمی ۲
مپرس از خط تسلیم مکتب نیرنگ
چو سایه صفحه سیه کردهایم بیرقمی ۳
به صد هزار تردد درین قلمرو یاس
نیافتیم چو امید قابل ستمی ۴
چو ابر بر عرق سعی بستهام محمل
کشد غبار من ای کاش از انفعال نمی ۵
به خاک راه تو یعنی سر فتادهٔ من
هنوز فرصت نازیست رنجهکن قدمی ۶
نیام به مشق خیالتکم از چراغ خموش
بلغزش مژه من هم شکستهام قلمی ۷
عروج همتم امشب خیال قامتکیست
ز خود برآمدنی میزند به دل علمی ۸
کجا رومکه برآرم سراز خط تسلیم
به کنج زانوم آفاق خورده است خمی ۹
قناعتم چقدر دستگاه نعمت داشت
که سیرم از همه عالم بخوردن قسمی ۱۰
درین ستمکده حیران نشستهام بیدل
چو تار ساز ضعیفی به ناله متهمی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۵۲ - ای هوش! سخت داغیست، یاد بهار طفلی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۵۴ - دیدهای داریم محو انتظار مقدمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.