هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات عمیق شاعر از رنج‌ها، تنهایی، و ناامیدی‌های زندگی است. او از داغ دل، بی‌دست و پایی، و فاصله از معشوق می‌گوید و با تصاویر شاعرانه مانند آتش سرد شده، مگس بر سر، و تیر حنایی، حالات درونی خود را به تصویر می‌کشد. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند فنا، غبار وجود، و تقلید از عنقا اشاره می‌کند و در نهایت، به خموشی و بینوایی خود اعتراف می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند فنا، غم، و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۲۸۰۲ - چو چینی شدم محو نازک ادایی

چو چینی شدم محو نازک ادایی
ز مو خط‌ کشیدم به شهرت نوایی ۱

فغان داغ دل شد ز بی دست و پایی
فسرد آتشم ای تپیدن‌کجایی ۲

به آن اوج اقبالم از بی کسی ها
که دارد مگس بر سر من همایی ۳

پر افشان شوقم خروشی‌ست طوقم
گرفتارم اما بقدر رهایی ۴

کباب وصالم خرابست حالم
ز غم چون ننالم فغان از جدایی ۵

نشد آخر از خون صید ضعیفم
سر انگشت پیکان تیرت حنایی ۶

تری نیست در چشمهٔ زندگانی
ز خجلت نم جبهه دارم‌گدایی ۷

فنا ساز دیدارکرد از غبارم
نگه شد سراپایم از سرمه‌سایی ۸

تکلف مکن سازتقلید عنقا
ز عالم برآتا به رنگم برآیی ۹

ببالد هوس در دل ساده لوحان
کند عکس در آینه خودنمایی ۱۰

درین کارگاه هلاکت تماشا
چه بافد شب و روز جز کربلایی ۱۱

نه آهنگ شوقی نه پرواز ذوقی
به بیکاری‌ام گشت بیمدعایی ۱۲

هوایی نشد دستگیر غبارم
زمینم فرو برد از بیعصایی ۱۳

به ساز خموشی شدم شهره بیدل
دو بالا زد آهنگم از بینوایی ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۰۱ - به نمو سری ندارد گل باغ‌ کبریایی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۰۳ - چه معنی بیانی چه لفظ آشنایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.