هوش مصنوعی: این شعر از عرفی شیرازی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های عرفانی، به موضوعاتی مانند عشق، مرگ، نور معنوی و امید پرداخته است. شاعر با اشاره به جمال معشوق، بوی پیراهن یوسف و نور وادی ایمن، مفاهیم عرفانی را بیان می‌کند. همچنین، از تاریکی و دود دل سخن می‌گوید اما در نهایت به نشاط و بهاران اشاره دارد که نماد امید و تجدید حیات است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده‌ی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیشینه‌ای دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

غزل ۳۷۶ - مُردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز

مُردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز
نور می بارد ز نخل وادی ایمن هنوز ۱

بوی پیراهن دماغ پیر کنعان می گزد
ور نه باد مصر دارد بوی پیراهن هنوز ۲

بس که دوش از دود دل کاشانه را پر کرده ام
خاک گشت و روشنایی نیست در گلخن هنوز ۳

بعد مردن بین که از صبح ازل معشوق و عشق
رو به هم تازند، نی دست است و نی دامن هنوز ۴

در بهاران می وزد باد نشاط و دهر را
یک گلی زین باغ نشکفته است در گلشن هنوز ۵

حرف مسندگاه جم، عرفی، میاور بر زبان
با چنان مستی که می داند ره گلخن هنوز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۵ - مده تسلی ام از صلحِ بیم دار هنوز
گوهر بعدی:غزل ۳۷۷ - داغ داغم کرد یأس و طالب کامم هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.