هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و امیدواری به معشوق سخن میگوید، اما در عین حال از درد و رنج ناشی از این عشق نیز شکایت دارد. او از انتظار کشیدن برای دیدار معشوق و تأثیر عمیق نگاه و غمزههای او بر دلش میگوید. همچنین، شاعر از گذر زمان و عدم رسیدن به فصل خوشبختی اظهار ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و اندوه نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
غزل ۳۷۵ - مده تسلی ام از صلحِ بیم دار هنوز
مده تسلی ام از صلحِ بیم دار هنوز
که می شوم به فریبت امیدوار هنوز ۱
مباد روز قیامت، به وعده گاه بیا
که دل نشسته در آن جا به انتظار هنوز ۲
به دست بوس تو از ذوق، جان برآمد، لیک
نبرده زخم از این لذت، شکار هنوز ۳
فروگرفت در و بام دیده را حیرت
نگشته گرم نگاه به روی یار هنوز ۴
شوم فدای تو ای دل، که جمله خوبی، لیک
ز یاد غمزهٔ او می شوی فگار هنوز ۵
خزان گرفت گلستان عیش را، عرفی
ندیده خرمی فصل نو بهار هنوز ۶
که می شوم به فریبت امیدوار هنوز ۱
مباد روز قیامت، به وعده گاه بیا
که دل نشسته در آن جا به انتظار هنوز ۲
به دست بوس تو از ذوق، جان برآمد، لیک
نبرده زخم از این لذت، شکار هنوز ۳
فروگرفت در و بام دیده را حیرت
نگشته گرم نگاه به روی یار هنوز ۴
شوم فدای تو ای دل، که جمله خوبی، لیک
ز یاد غمزهٔ او می شوی فگار هنوز ۵
خزان گرفت گلستان عیش را، عرفی
ندیده خرمی فصل نو بهار هنوز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۴ - ای دل ز شوق آن مه نامهربان بسوز
گوهر بعدی:غزل ۳۷۶ - مُردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.