هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه از عرفی شیرازی، به موضوعاتی مانند عشق، فداکاری، و رنج‌های عاشقانه می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند صحبت خویش، عصمت، خونریزی، ناز، شهادت، و درد و لذت عشق سخن می‌گوید. در نهایت، شعر به یادآوری وصل و تنهایی در غیاب یار ختم می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و شهادت نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۰۴ - گر چشانی به ملک چاشنی صحبت خویش

گر چشانی به ملک چاشنی صحبت خویش
جام ِمی گیرد و بر باد دهد عصمت خویش ۱

چون به خونریز خودم ساخته ای تشنه کنون
تو هم این لطف بکن تا بکشم منت خویش ۲

کشتهٔ ناز کحا، کشتهٔ شمشیر کجا
چون ننازند شهیدان تو بر حالت خویش ۳

تا دگر جای به دل ها نکند از غیرت
یا رب آگاه شود درد تو از لذت خویش ۴

نه ز مهر آمدی ام بر سر بالین، دم نزع
حیف باشد که گذاری به دلم حسرت خویش ۵

دهن خویش ببوسند و لب خود بمکند
چون در اندیشه ببینند بتان صورت خویش ۶

عرفی از یاد می وصل برد هوش خرد
بس که بی یار دلم تنگ شد از صحبت خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۳ - هر که از خون ریز من آلوده گردد دامنش
گوهر بعدی:غزل ۴۰۵ - در دل شکنی آفت صرف است نگاهش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.