هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنج، تسلیم و تقدیر میپردازد. در آن از تصاویر شاعرانه مانند شکستن دل، طفل بیپناه، لشکر عشق و جور فلک استفاده شده است. شاعر به مفاهیمی مانند عشق الهی، صبر در برابر سختیها و تأثیر تقدیر بر زندگی انسان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار خواهد بود. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند عشق الهی و تقدیر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۰۵ - در دل شکنی آفت صرف است نگاهش
در دل شکنی آفت صرف است نگاهش
طفلی که پدر می شکند طرف کلاهش ۱
طاعت بر دنیا چه تمتع برد از تخت
کز فرّ هما دور بود تارک شاهش ۲
ما لشکر عشقیم که تسخیر دو عالم
چون آب فرو می چکد از تیغ سپاهش ۳
ره بر مه کنعان نکند خجلت بهتان
تا رو به ره شکر کند محنت جاهش ۴
شاید که به آلایش دامانش نگیرند
مستی که به دامن نگرد طرف کلاهش ۵
از جور فلک داغ نگردد دل عشاق
این باغچه پروردهٔ برق است گیاهش ۶
سهل است که از ناصیه اش نور بتابد
عرفی که در عشق بود ناصیه گاهش ۷
طفلی که پدر می شکند طرف کلاهش ۱
طاعت بر دنیا چه تمتع برد از تخت
کز فرّ هما دور بود تارک شاهش ۲
ما لشکر عشقیم که تسخیر دو عالم
چون آب فرو می چکد از تیغ سپاهش ۳
ره بر مه کنعان نکند خجلت بهتان
تا رو به ره شکر کند محنت جاهش ۴
شاید که به آلایش دامانش نگیرند
مستی که به دامن نگرد طرف کلاهش ۵
از جور فلک داغ نگردد دل عشاق
این باغچه پروردهٔ برق است گیاهش ۶
سهل است که از ناصیه اش نور بتابد
عرفی که در عشق بود ناصیه گاهش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۴ - گر چشانی به ملک چاشنی صحبت خویش
گوهر بعدی:غزل ۴۰۶ - رفتم که بشکنم به ملامت سبوی خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.