شماره ۴۳۹ - چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد

چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
که آهم صد نیستان شعله در جیب نفس ریزد ۱

بود هر ذره ام گنجینهٔ راز سیه چشمی
پس از مردن غبار سرمه در کام جرس ریزد ۲

زبس لبریز کلفت گشته ام از هجر رخساری
شمیم گل به رنگ گردم از بال نفس ریزد ۳

غمت تنها نه از می می کند خون در دل مینا
که ساغر را به چشم از موج صهبا خار و خس ریزد ۴

گرفتارم به بی رحمی که مانند جرس جویا
زهر چاکی غمش بر سینه ام طرح قفس ریزد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳۸ - چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۰ - کمند انداز شوخی همچو آن گیسو نمی باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.