هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد عشق، حسرت، و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از معشوقی یاد می‌کند که با وجود جذابیت‌هایش، باعث رنج و شهادت عاشق شده است. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند کعبه و ایمان دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «شهادت» و «رنج» ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۴۱۱ - چو تیر از دل کشم کو شربتی از لعل خندانش

چو تیر از دل کشم کو شربتی از لعل خندانش
که با هوش آیم و در سینه دزدم نیش پیکانش ۱

به دامن چشمم از خوناب حسرت پاک می سازد
ولی گوید که خون کردی، تبسم های پنهانش ۲

حریم دل بود منزلگه دل ها، ولی عارف
دلش در کعبه و همسایهٔ دیر است ایمانش ۳

به زجری کشتهٔ آن غمزه گردیدم، که از خجلت
شهادت نامه ها شستند در کوثر، شهیدانش ۴

به گاه خواب سر بر زانوی خسرو نهد شیرین
ولیکن آستین کوهکن بود مگس رانش ۵

چه منت ها که بر خوبان نهد در پرسش محشر
چو ناحق کشتگان خویش را بینند حیرانش ۶

چه دردی داشت، عرفی، از گریبان چاک ناکردن
دمی کز طعنه سالم داشتم امشب گریبانش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۰ - دلی دارم که می جوشد ز هر مو چشمهٔ خونش
گوهر بعدی:غزل ۴۱۲ - صنم می گوی و در بتخانه می رقص
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.