هوش مصنوعی:
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر درد و رنج عاشقانه و عرفانی است. شاعر از دل پرخون و درد عافیتسوز خود میگوید و مرگ را به عنوان رهایی از این رنج میخواند. او از عشق بیپرده و جنونآمیز سخن میگوید و به امیدهای بربادرفته و لبخندهای تلخ اشاره میکند. شعر همچنین به مفاهیمی مانند ملامت، قبول، و بیدادگری میپردازد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و رنج عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۱۰ - دلی دارم که می جوشد ز هر مو چشمهٔ خونش
دلی دارم که می جوشد ز هر مو چشمهٔ خونش
نه آن خونی که بتوان از گرستن داد بیرونش ۱
به افسون می کند آلوده درد عافیت بخشم
بیا ای مرگ و آزادی ببخش از ننگ افسونش ۲
ز گلگون کی نهد منت به دوش کوهکن شیرین
که ساق عرش غیرت می برد بر پای گلگونش ۳
اگر در جلوه گاه حسن آید عشق بی پرده
شود معلوم بر لیلی، که لیلی بود مجنونش ۴
نمی دانم چه امیدم به آن لب هاست، می دانم
که دارد خنده بر امید من، لب های میگونش ۵
به تیر غمزه اش نازم که صد جا بشکند در دل
به دست معجز عیسی اگر آرند بیرونش ۶
چنان حسن قبولی در ملامت نیست عرفی را
که هر ساعت در آغوش آورد بیدادگر دونش ۷
نه آن خونی که بتوان از گرستن داد بیرونش ۱
به افسون می کند آلوده درد عافیت بخشم
بیا ای مرگ و آزادی ببخش از ننگ افسونش ۲
ز گلگون کی نهد منت به دوش کوهکن شیرین
که ساق عرش غیرت می برد بر پای گلگونش ۳
اگر در جلوه گاه حسن آید عشق بی پرده
شود معلوم بر لیلی، که لیلی بود مجنونش ۴
نمی دانم چه امیدم به آن لب هاست، می دانم
که دارد خنده بر امید من، لب های میگونش ۵
به تیر غمزه اش نازم که صد جا بشکند در دل
به دست معجز عیسی اگر آرند بیرونش ۶
چنان حسن قبولی در ملامت نیست عرفی را
که هر ساعت در آغوش آورد بیدادگر دونش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۹ - به عمرها ننهم پا برون ز خانهٔ خویش
گوهر بعدی:غزل ۴۱۱ - چو تیر از دل کشم کو شربتی از لعل خندانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.