هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند شوق، عرفان، و معنویت می‌پردازد. شاعر از حالات روحی و معنوی خود سخن می‌گوید و به دنبال کشف حقیقت و رسیدن به معرفت است. در بخشی از شعر، از گفت‌وگوی درونی با خود یاد می‌کند و به ارزش‌های معنوی اشاره دارد. در پایان، با اشاره به «شاه نجف»، احتمالاً به امام علی(ع) اشاره می‌کند و از همت او برای رسیدن به مقصود یاری می‌جوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.

غزل ۴۱۸ - باز به میدان ما، فوج بلا بسته صف

باز به میدان ما، فوج بلا بسته صف
پای فلک در میان، رسم امان بر طرف ۱

خرقه شکافان شوق، بی دف و نی در سماع
حله فشانان شید، تابع قانون و دف ۲

جان قدیم اشتها، مانده همان ناشتا
وین تن حادث غذا، معدن آب و علف ۳

چیدم و دیدم تمام، آبی و تابی نداشت
میوهٔ این چارباغ، گوهر این نه صدف ۴

گفتی ام ای خود فروش، خود چه متاعی، بگو
گر نخری شبچراغ، ور نه فروشی خزف ۵

بشنو و بو کن اگر، گوشی و مغزیت هست
زمزمهٔ لوکشف، لخلخهٔ من عرف ۶

عرفی اگر ره روی، دوری منزل مبین
رو که مدد می کند همت شاه نجف ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۷ - چنین که آمده منظور لطف شاه چراغ
گوهر بعدی:غزل ۴۱۹ - غم می گزد لب من، من می گزم لب عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.