هوش مصنوعی:
موش و زاغ درباره انتخاب محل زندگی مناسب بحث میکنند. موش پیشنهاد میکند در همان مکان بمانند و خانوادهشان را بیاورند، زیرا آنجا زیبا و دلگشاست. زاغ با وجود تأیید زیبایی محل، به دلیل نبودن مرتع کافی و خطرات احتمالی از راهگذران، پیشنهاد میکند به منطقهای دیگر بروند که مرغزارهای پرگل و امنتر است. موش موافقت میکند و بیان میکند که همراهی با زاغ برایش ارزشمند است و داستان مفصلی دارد که در فرصتی مناسب تعریف خواهد کرد.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم نسبتاً پیچیده و استفاده از زبان ادبی و کهن است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند انتخاب محل زندگی و همکاری، برای نوجوانان و بزرگسالان جذاب و آموزنده خواهد بود.
بخش ۸ - چون روز چند بگذشت موش گفت: اگر همین جای مقام کنی، و اهل و فرزندان را بیاری از مکرمت دور نیفتد و منت هچرت متضاعف گردد. و این بقعت نزهت تمام دارد و جایی
چون روز چند بگذشت موش گفت: اگر همین جای مقام کنی، و اهل و فرزندان را بیاری از مکرمت دور نیفتد و منت هچرت متضاعف گردد. و این بقعت نزهت تمام دارد و جایی دل گشای است. زاغ گفت: همچنین است و در خوشی این موضع سخنی ندارم. لکن مرعی و لا کالسعدان. مرغزاری است فلان جای که اطراف او پرشکوفه متبسم و گل خندان است،و زمین او چون آسمان پرستاره تابان.
۱
زبس کش گاو چشم و پیل گوش است
چمن چون کلبه گوهر فروش است ۲
و باخه دوست من آنجا وطن دارد، و طعمه من در آن حوالی بسیار یافته شود. و نیز این جایگاه بشارع پیوسته است، ناگاه از راه گذریان آسیبی یابیم. اگر رغبت کنی آنجا رویم و درخصب و امن روزگار گذاریم. موش گفت: ۳
کدام آرزو بر مصاحبت و مجاورت تو برابر تواند بود؟ و اگر ترا موافقت واجب نبینم کجا روم؟ و بدین موضع اختیار نیامده ام، و قصه من دراز است و دران عجایب بسیار، چندانکه مستقری متعین شود با تو بگویم. ۴
زبس کش گاو چشم و پیل گوش است
چمن چون کلبه گوهر فروش است ۲
و باخه دوست من آنجا وطن دارد، و طعمه من در آن حوالی بسیار یافته شود. و نیز این جایگاه بشارع پیوسته است، ناگاه از راه گذریان آسیبی یابیم. اگر رغبت کنی آنجا رویم و درخصب و امن روزگار گذاریم. موش گفت: ۳
کدام آرزو بر مصاحبت و مجاورت تو برابر تواند بود؟ و اگر ترا موافقت واجب نبینم کجا روم؟ و بدین موضع اختیار نیامده ام، و قصه من دراز است و دران عجایب بسیار، چندانکه مستقری متعین شود با تو بگویم. ۴
تعداد ابیات: ۱
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۷ - زاغ گفت: علامت مودت یاران آنست که با دوستان مردم دوست، و با دشمنان دشمن باشند. و امروز اساس محبت میان من و تو جنان تاکیدی یافت که یار من آن کس تواند ب
گوهر بعدی:بخش ۹ - زاغ دم موش بگرفت و روی بمقصد آورد. چون آنجا رسید باخه ایشان را از دور بدید، بترسید و در آب رفت، زاغ موش را آهسته از هوا بزمین نهاد و باخه را آواز داد.
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.