هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فداکاری سخن میگوید. او بیان میکند که حاضر است برای معشوق خود زندگی کند یا حتی جان خود را فدا کند. شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق و رنجهایی که در این راه متحمل شده است، سخن میگوید و آرزوی دیدار معشوق را دارد. او همچنین از صبر و تحمل دردها و رنجهای عشق میگوید و اظهار میکند که دیگر از این وضعیت خسته شده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، مفاهیمی مانند فداکاری و رنجهای عشق نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
غزل ۱۸۹۶ - نشاید از تو چندین جور کردن
نَشایَد از تو چندین جور کردن
نَشایَد خونِ مَظْلومان به گَردن ۱
مرا بَهرِ تو باید زندگانی
وَگَر نی سَهْل دارم جان سِپُردن ۲
از آن روزی که نامِ تو شنیدم
شُدم عاجِز من از شبها شِمُردن ۳
رَوا باشد که از چون تو کَریمی
نَصیبِ من بُوَد اَفْسوس خوردن؟ ۴
خداوندا از آن خوش تَر چه باشد
بدیدن رویِ تو پیش تو مُردن؟ ۵
مِثالِ شمع شُد خونَم در آتش
زِ دل جوشیدن و بر رُخْ فَسُردن ۶
دَرین زندان مرا کُنْد است دَندان
ازین صبر و ازین دندان فَشُردن ۷
از این خانه شُدم من سیر وَقت است
به بامِ آسْمانها رَخْت بُردن ۸
نَشایَد خونِ مَظْلومان به گَردن ۱
مرا بَهرِ تو باید زندگانی
وَگَر نی سَهْل دارم جان سِپُردن ۲
از آن روزی که نامِ تو شنیدم
شُدم عاجِز من از شبها شِمُردن ۳
رَوا باشد که از چون تو کَریمی
نَصیبِ من بُوَد اَفْسوس خوردن؟ ۴
خداوندا از آن خوش تَر چه باشد
بدیدن رویِ تو پیش تو مُردن؟ ۵
مِثالِ شمع شُد خونَم در آتش
زِ دل جوشیدن و بر رُخْ فَسُردن ۶
دَرین زندان مرا کُنْد است دَندان
ازین صبر و ازین دندان فَشُردن ۷
از این خانه شُدم من سیر وَقت است
به بامِ آسْمانها رَخْت بُردن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۹۵ - بفریفتیام دوش و پرندوش به دستان
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹۷ - درین دم همدمی آمد خمش کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.