هوش مصنوعی: این متن داستانی از یک پادشاه و دو فرد به نام‌های ایران دخت و بلار را روایت می‌کند. ایران دخت از پادشاه به خاطر بخشایش‌هایش تشکر می‌کند و بلار نیز مورد لطف پادشاه قرار می‌گیرد. پادشاه به بلار اطمینان می‌دهد که قدرت و اختیارات زیادی در مملکت دارد و تصمیماتش مورد اعتراض قرار نخواهد گرفت. سپس تصمیم به مجازات گروهی از برهمنان که خواب‌ها را به اشتباه تعبیر کرده بودند، گرفته می‌شود. در پایان، پادشاه از فضیلت حلم و برتری آن بر دیگر اخلاق پادشاهان سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که این داستان برای عبرت و آگاهی خوانندگان بیان شده است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم پیچیده‌ی سیاسی و اخلاقی است و همچنین از واژگان و ساختارهای ادبی قدیمی استفاده کرده که ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد. علاوه بر این، موضوعاتی مانند مجازات و خیانت در متن وجود دارد که برای سنین پایین‌تر مناسب نیست.

بخش ۲۰ - و بشارت خلاص و مثال حضور بهم برسانید. مستوره برفور ساخته و پسیجیده بخدمت، شتافت و هر دو بهم پیش ملک درآمدند. پس ایران دخت زمین ببوسید و گفت: شکر پادشا

و بشارت خلاص و مثال حضور بهم برسانید. مستوره برفور ساخته و پسیجیده بخدمت، شتافت و هر دو بهم پیش ملک درآمدند. پس ایران دخت زمین ببوسید و گفت: شکر پادشاه را بر این بخشایش که فرمود چگونه توانم گزارد؟ و اگر بلار بکمال حلم و رافت و فرط کرم و رحمت ملکانه ثقت مستحکم نداشتی هرگز آن تانی و تامل نیارستی کرد. ملک بلار را گفت: بزرگ منتی متوجه گردانیدی، و من همیشه بمناصحت تو واثق بوده ام لکن امروز زیادت گشت. قوی دل باش که دست تو در مملکت ما گشاده است و فرمان تو بر فرمان برداران نافذ است، و بر استصواب تو در حل و عقد وصرف و تقریر اعتراضی نخواهد رفت. بلارد گفت: دولت ملک در مزید بسطت و دوام قدرت دایم و پاینده باد ! بر بندگان تقدیم لوازم عبودیت و ادای فرایض طاعت، واجب است، وا گر توفیقی یابند بران محمدت چشم ندارند، با آنکه سوابق کرامات و سوالف عواطف پادشاهانه برخدمت بندگان رجحان پیدا و روشن دارد، و اگر هزار سال عمر باشد و در طلب رضا و تحری فراغ، مستغرق گردانند هزار یک آن را شکر نتوانند گزارد. اما حاجت ببنده نوازی ملک آنست که پس ازین در کارها تعجیل نفرماید تا عواقب آن از ندامت و حسرت مسلم ماند. ۱
ملک گفت این مناصحت را بسمع قبول اصغا فرمودیم و در مستقبل بی تامل و مشاورت و تدبر و استخاره مثالی ندهیم. و صلتی گران ایران دخت را و بلار را ارزانی داشت. ۲
هر دو شرط خدمت بجای آوردند و در معنی کشتن آن طایفه از براهمه که خوابها را بران نمط تعبیر کرده بودن بران رای قرار دادند، و ملک مثالی داد تاایشان رانکال کردند، و بعضی را بردار کشیدند. و کار ایدون حکیم را حاضر خواست و بمواهب خطیر مستغنی گردانید، و مثال داد تا براهمه را بران حال بدو نمودند، گفت: جزای خائنان و سزای غادران اینست. روی بپادشاه آورد و آفرینها کرد و بر لفظ راند: ۳

رضا ندادی جز صبح در جهان نمام
رها نکردی جز مشک بر زمین غماز ۴
او برفت. ملک بلار را فرمودکه: باز باید گشت و آسایشی داد تا ماهم بمجلس انس خرامیم، که راست نیاید چنین. ۵

در جهان شاهدی و ما فارغ
در قدح جرعه ای و ما هشیار ۶

خیز تا زاب روی بنشانیم
باد این خاک، توده غدار ۷

ترک تازی کنیم و برشکنیم
نفس، زنگی مزاج را بازار ۸
اینست داستان فضیلت حلم و ترجیح آن بردیگر اخلاق ملوک و عادات پادشاهان، بر خردمندان پوشیده نماند که فایده بیان این مثال اعتبار خوانندگان و انتباه مستعمان است. و هر که بعنایت ازلی مخصوص گشت نمودار او تجارب متقدمان و اشارت حکیمان باشد و بنای کارهای حال و استقبال و مصالح امروز و فردا بر قاعده حکمت و بنلاد حصافت نهد. ۹
والله الموفق لما ینفع فی العاجل و الآجل. ۱۰
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۵۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۱۹ - چندانکه ملک این کلمه بشنود شادی و نشاط بر وی غالب گشت، و دلایل فرح و ابتهاج و مخایل مسرت و ارتیاح در ناصیه مبارک او ظاهر گشت.
بعدی:باب الصائغ و السیاح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.