هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات فلسفی و اخلاقی میپردازد. شاعر از ناپایداری دنیا، فریبندگی آن و اهمیت توجه به معنویات و رحمت الهی سخن میگوید. همچنین، به انسان توصیه میکند که از دامهای دنیوی دوری کند و به سوی ارزشهای والاتر حرکت کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۹۱۷ - چو بربندند ناگاهت زنخدان
چو بَربَندند ناگاهَت زَنَخْدان
همه کارِ جهان آن جا زَنَخ دان ۱
چو میبُرَّند شاخی را زِ دو نیم
بِلَرزَد شاخِ دیگر را دل از بیم ۲
کِه گُفتَت گِردِ چَرخِ چَنْبَری گَرد؟
کِه قَدِّ هَمچو سَروَت چَنْبَری کرد؟ ۳
نمیبینم تو را آن مَردی و زور
که بر گَردون رَویْ نارفته در گور ۴
تو تا بِنْشَستهیی در دارِ فانی
نِشَسته میرَویّ و مینَبینی ۵
نِشَسته میرَوَی، این نیز نیکوست
اگر رویَت دَرین رفتنْ سویِ اوست ۶
بَسی گَشتی دَرین گِردابِ گَردان
به سویِ جویِّ رَحْمَت رو بِگَردان ۷
بِزَن پایی بَرین پابَندْ عالَم
که تا دست از تَبَرُّک بر تو مالَم ۸
تو را زُلْفیست بِهْ از مُشک و عَنْبَر
تو دِهْ کَل را کُلاهی، ای برادر ۹
کُلَه کم جو چو داری جَعْدِ فاخر
کُلَه بر آسْمان انداز آخِر ۱۰
چرا دنیا به نُکتهیْ مُسْتَحیله
فَریبَد چو تو زیرک را به حیله؟ ۱۱
به سردی نُکته گوید سردْ سیلی
نداری پایِ آن خَر را شِکالی ۱۲
اگر دوران دلیل آرَد در آن قال
تَخَلُّف دیدهیی، در رویِ او مال ۱۳
تو را عُمری کَشید این غولْ در تیه
بِکُن با غولِ خود بحثی به توجیه ۱۴
چرا اِلْزامِ اویی؟ چیست سَکْته؟
جوابَش گو که مَقْلوب است نکته ۱۵
همه کارِ جهان آن جا زَنَخ دان ۱
چو میبُرَّند شاخی را زِ دو نیم
بِلَرزَد شاخِ دیگر را دل از بیم ۲
کِه گُفتَت گِردِ چَرخِ چَنْبَری گَرد؟
کِه قَدِّ هَمچو سَروَت چَنْبَری کرد؟ ۳
نمیبینم تو را آن مَردی و زور
که بر گَردون رَویْ نارفته در گور ۴
تو تا بِنْشَستهیی در دارِ فانی
نِشَسته میرَویّ و مینَبینی ۵
نِشَسته میرَوَی، این نیز نیکوست
اگر رویَت دَرین رفتنْ سویِ اوست ۶
بَسی گَشتی دَرین گِردابِ گَردان
به سویِ جویِّ رَحْمَت رو بِگَردان ۷
بِزَن پایی بَرین پابَندْ عالَم
که تا دست از تَبَرُّک بر تو مالَم ۸
تو را زُلْفیست بِهْ از مُشک و عَنْبَر
تو دِهْ کَل را کُلاهی، ای برادر ۹
کُلَه کم جو چو داری جَعْدِ فاخر
کُلَه بر آسْمان انداز آخِر ۱۰
چرا دنیا به نُکتهیْ مُسْتَحیله
فَریبَد چو تو زیرک را به حیله؟ ۱۱
به سردی نُکته گوید سردْ سیلی
نداری پایِ آن خَر را شِکالی ۱۲
اگر دوران دلیل آرَد در آن قال
تَخَلُّف دیدهیی، در رویِ او مال ۱۳
تو را عُمری کَشید این غولْ در تیه
بِکُن با غولِ خود بحثی به توجیه ۱۴
چرا اِلْزامِ اویی؟ چیست سَکْته؟
جوابَش گو که مَقْلوب است نکته ۱۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۵
۵۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۱۶ - برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱۸ - فرود آ تو ز مرکب، بار میبین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.