هوش مصنوعی: نویسنده به شهر اخمیم می‌رسد که شهری آباد و پرنعمت با مردمی قوی و دیوارهای مستحکم است. پس از بیست روز اقامت، به دلیل تردید بین دو مسیر (بیابان بی‌آب و دریا)، راه دریا را انتخاب می‌کند و به اسوان می‌رسد. اسوان شهری مستحکم با کوهی در جنوب است که رود نیل از آن سرچشمه می‌گیرد. مردم نوبه در نزدیکی اسوان مسیحی هستند و با مصر رابطه‌ی دیپلماتیک دارند. نویسنده در اسوان با فردی به نام عبدالله محمدبن فلیج آشنا می‌شود که به او در کرایه‌ی شتر کمک می‌کند. او پس از بیست و یک روز اقامت، در پنجم ربیع‌الاول سال 442 هجری قمری به سفر خود ادامه می‌دهد.
رده سنی: 15+ متن دارای توصیفات تاریخی و جغرافیایی است که ممکن است برای کودکان خردسال جذاب نباشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند روابط دیپلماتیک و مسائل اجتماعی نیاز به درک نسبی از تاریخ و فرهنگ دارد.

بخش ۵۴ - اخمیم، اسوان و نوبه

از آن جا به شهری رسیدم که آن را اخمیم می‌گفتند، شهری انبوه و آبادان و مردمی غلبه و حصاری حصین دارد و نخل و بساتین بسیار. بیست روز آن جا مقام افتاد.
و جهت آن که دو راه بود یکی بیابان بی آب و ذیگر دریا ما متردد بودیم تا به کدام راه برویم. عاقبت به راه آب برفتیم به شهری رسیدیم که آن را اسوان می‌گفتند و بر جانب جنوب این شهر کوهی بود که رود نیل از دهن این کوه بیرون می‌آمد و گفتند کشتی از این بالاتر نگذرد که آب از جاهای تنگ و سنگ های عظیم فرو می‌آید. و از این شهر به چهار فرسنگ راه ولایت نوبه بود و مردم آن زمین همه ترسا باشد و هروقت از پیش ملک آن ولایت نزدیک سلطان مصر هدیه‌ها فرستند و عهود و میثاق کنند که لشکر بدان ولایت نرود و زیان ایشان نکند و این شهر اسوان عظیم محکم است تا اگر وقتی از ولایت نوبه کسی قصدی کند نتواند و مدام آن جا لشکری باشد به محافظت شهر و ولایت، و مقابل شهر در میان رود نیل جزیره ای است چون باغی و اندر آن خرمایستان و زیتون و دیگر اشجار و زرع بسی|ار است و به دولاب آب دهند و جای با درخت است و آن جا بیست و یک روز بماندم که بیابانی عظیم در پیش بود و دویست فرسنگ تا لب دریا موسم آن بود که حجاج بازگشته بر اشتران به آن جا برسند و ما انتظار آن می‌داشتیم که جون آن استرها بازگردد به کرایه گیریم و برویم.
و چون به شهر اسوان بودم آشنایی افتاد با مردی که او را عبدالله محمدبن فلیج می‌گفتند مردی پارسا و با صلاح بود و از طریق منطق چیزی می‌دانست. او مرا معاونت کرد در کرایه گرفتن و همراه بازدید کردن وغیر آن و شتری به یک دینار و نیم کرایه گرفتم و ازاین شهر روانه شدم پنجم ربیع الاول سنه اثنی و اربعین و اربعمایه.
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۵۳ - بازگشت به خانه، اسیوط، خشخاش و افیون
گوهر بعدی:بخش ۵۵ - ضیقه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.