هوش مصنوعی:
شاعر از درد دل و رنج عشق نافرجام میگوید و از بیوفایی یار شکایت میکند. او از عشق به معشوقی فریبنده و جذاب سخن میگوید که با افسون و حیله دلها را میرباید. شاعر از روزگار سخت و جفای چرخ فلک نیز گله دارد و در نهایت، از بیماری دل و رنج ناشی از عشق مینالد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه پیچیده، درد و رنج عاطفی، و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فریب و حیله در عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۳۹ - واقفی ای پیک چون ز حال دل زار
واقفی ای پیک چون ز حال دل زار
حال دل زار گو بیار دل آزار ۱
یار دل آزار من وفا نشناسد
وه که عجب نعمتیست یار وفادار ۲
یار وفادار ار به چنگ من افتد
باک ندارم ز دور چرخ جفاکار ۳
چرخ جفاکار پایبند غمم کرد
کیست که رحمت کند به حال گرفتار ۴
حال گرفتار خواهی از دل من پرس
بیمار آگه بود ز حالت بیمار ۵
حالت بیمار خاصه در مرض دل
وان مرض دل ز عشق دلبر عیار ۶
دلبر عیار شوخ خاصه چو محمود
کافت جانها بود ز طرّهٔ طرار ۷
طرّهٔ طرار او به حیلت و افسون
بس که دل خلق برده گشته گرانبار ۸
حال دل زار گو بیار دل آزار ۱
یار دل آزار من وفا نشناسد
وه که عجب نعمتیست یار وفادار ۲
یار وفادار ار به چنگ من افتد
باک ندارم ز دور چرخ جفاکار ۳
چرخ جفاکار پایبند غمم کرد
کیست که رحمت کند به حال گرفتار ۴
حال گرفتار خواهی از دل من پرس
بیمار آگه بود ز حالت بیمار ۵
حالت بیمار خاصه در مرض دل
وان مرض دل ز عشق دلبر عیار ۶
دلبر عیار شوخ خاصه چو محمود
کافت جانها بود ز طرّهٔ طرار ۷
طرّهٔ طرار او به حیلت و افسون
بس که دل خلق برده گشته گرانبار ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸ - دلدار بود دین و دل و طاقت و قرار
گوهر بعدی:غزل ۴۰ - هرکس به هوای جان گرفتار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.