هوش مصنوعی: شاعر در این متن عشق عمیق و بی‌قید و شرط خود را به معشوق بیان می‌کند و تأکید می‌نماید که هیچ‌چیز نمی‌تواند او را از این عشق بازدارد. او از بی‌زاری از دیگران در حضور معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که زبانش قادر به بیان تمام رازهای دلش نیست. شاعر همچنین به یکتاپرستی خود اشاره کرده و معشوق را به‌عنوان تنها صنم زندگی خود می‌ستاید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از اصطلاحات و استعاره‌های ادبی است که درک آن‌ها به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'به دار زدن' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۴۷ - به جرم عشق تو گر می‌زنند بر دارم

به جرم عشق تو گر می‌زنند بر دارم
گمان مبرکه ز عشق تو دست بردارم ۱

مگوکه جان مرا با تو آشنایی نیست
که با وجود تو از هرکه هست بیزارم ۲

از آن سبب که زبان راز دل نمی‌داند
حدیث عشق ترا بر زبان نمی‌آرم ۳

مرا دلیل بس این درگشاد و بست جهان
که رخ گشودی و بستی زبان گفتارم ۴

صمدپرست نخواهد صنم من آن شمنم
که پیش چون تو صنم‌ صورتی گرفتارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶ - نه تو دست عهد دادی که ز مهر سر نتابم
گوهر بعدی:غزل ۴۸ - دست در حلقهٔ آن طرهٔ پرچین دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.