هوش مصنوعی:
این متن از مولانا جلالالدین رومی است که در آن به مفاهیم عرفانی و معنوی اشاره میشود. شاعر از رهایی از خودپرستی و پیوستن به نور حقیقت سخن میگوید. او از اهمیت دوری از تاریکی و جهل و نزدیکی به نور و آگاهی صحبت میکند و به انسانها توصیه میکند که از سایههای خود رها شده و به سوی نور حقیقت حرکت کنند. همچنین، شاعر به اهمیت همراهی با خورشید (نماد حقیقت) و دوری از شب (نماد جهل و تاریکی) اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتزاعی دارد. بنابراین، مناسب برای نوجوانان و بزرگسالان است که توانایی تحلیل و درک این مفاهیم را دارند.
غزل ۱۹۳۸ - نازنینی را رها کن با شهان نازنین
نازنینی را رَها کُن با شَهانِ نازنین
نازِ گازُر بَرنَتابَد آفتابِ راسْتین ۱
سایهٔ خویشی، فَنا شو در شُعاعِ آفتاب
چند بینی سایهٔ خود؟ نورِ او را هم بِبین ۲
دَرفکَندهیْ خویش غَلْطی بیخَبَر هَمچون سُتور
آدمی شو، در ریاحین غَلْط و اَنْدَر یاسَمین ۳
از خیالِ خویش تَرسَد هر کِه در ظُلْمَت بُوَد
زان که در ظُلْمَت نِمایَد نَقْشهای سَهْمگین ۴
از ستارهیْ روز باشد ایمنیِّ کاروان
زان که با خورشید آمد هم قِران و هم قَرین ۵
مُرغِ شب چون روز بیند، گوید این ظُلْمَت زِ چیست؟
زان که او گشتهست با شبْ آشْنا و همنِشین ۶
شاد آن مُرغی که مِهْرِ شب دَرو مُحْکَم نگشت
سویِ تبریز آید او اَنْدَر هوایِ شَمسِ دین ۷
نازِ گازُر بَرنَتابَد آفتابِ راسْتین ۱
سایهٔ خویشی، فَنا شو در شُعاعِ آفتاب
چند بینی سایهٔ خود؟ نورِ او را هم بِبین ۲
دَرفکَندهیْ خویش غَلْطی بیخَبَر هَمچون سُتور
آدمی شو، در ریاحین غَلْط و اَنْدَر یاسَمین ۳
از خیالِ خویش تَرسَد هر کِه در ظُلْمَت بُوَد
زان که در ظُلْمَت نِمایَد نَقْشهای سَهْمگین ۴
از ستارهیْ روز باشد ایمنیِّ کاروان
زان که با خورشید آمد هم قِران و هم قَرین ۵
مُرغِ شب چون روز بیند، گوید این ظُلْمَت زِ چیست؟
زان که او گشتهست با شبْ آشْنا و همنِشین ۶
شاد آن مُرغی که مِهْرِ شب دَرو مُحْکَم نگشت
سویِ تبریز آید او اَنْدَر هوایِ شَمسِ دین ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۳۷ - هر خوشی که فوت شد از تو، مباش اندوهگین
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳۹ - میپرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.