هوش مصنوعی:
این متن به زیان و بیخودی و مستی اشاره دارد و از هوشیاری و عقل به عنوان موانعی در برابر عشق و دیوانگی یاد میکند. شاعر از عاشقان میخواهد که دیوانه شوند و از عقل دوری کنند، زیرا عقل باعث عیببینی و محدودیت میشود. در نهایت، شاعر از مخاطب میخواهد که بینشان باشد و از قید و بندهای عقل رها شود.
رده سنی:
18+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، مفاهیمی مانند دیوانگی و رهایی از عقل ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به تفسیر داشته باشد.
غزل ۱۹۵۵ - ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان
اِیْ زیان و اِیْ زیان و اِیْ زیان و اِیْ زیان
هوشیاری در میانِ بیخودان و مَستیان ۱
بیمُحابا دَردِهْ ای ساقی مُدام اَنْدَر مُدام
تا نَمانَد هوشیاری، عاقلی، اَنْدَر جهان ۲
یارْ دَعوی میکُند، گَر عاشقی، دیوانه شو
سرد باشد عاقلی، در حَلْقههٔ دیوانگان ۳
گَر دَرآیَد عاقلی گو کار دارم، راه نیست
وَرْ دَرآیَد عاشقی، دَستَش بگیر و دَرکَشان ۴
عیببینی از چه خیزد؟ خیزد از عقلِ مَلول
تشنه هرگز عیب داند دید در آبِ رَوان؟ ۵
عقلِ مُنْکِر هیچ گونه از نشانها نَگْذرد
بینشان رو، بینشان، تا زَخْم نایَد بر نشان ۶
یوسُفی شو گَر تو را خامی به نَخّاسی بَرَد
گُلْشَنی شو گَر تو را خاری نَدانَد، گو مَدان ۷
عیسییی شو گَر تو را خانه نباشد، گو مَباش
دیدهیی شو گَرْت روپوشی نَمانَد گو مَمان ۸
هوشیاری در میانِ بیخودان و مَستیان ۱
بیمُحابا دَردِهْ ای ساقی مُدام اَنْدَر مُدام
تا نَمانَد هوشیاری، عاقلی، اَنْدَر جهان ۲
یارْ دَعوی میکُند، گَر عاشقی، دیوانه شو
سرد باشد عاقلی، در حَلْقههٔ دیوانگان ۳
گَر دَرآیَد عاقلی گو کار دارم، راه نیست
وَرْ دَرآیَد عاشقی، دَستَش بگیر و دَرکَشان ۴
عیببینی از چه خیزد؟ خیزد از عقلِ مَلول
تشنه هرگز عیب داند دید در آبِ رَوان؟ ۵
عقلِ مُنْکِر هیچ گونه از نشانها نَگْذرد
بینشان رو، بینشان، تا زَخْم نایَد بر نشان ۶
یوسُفی شو گَر تو را خامی به نَخّاسی بَرَد
گُلْشَنی شو گَر تو را خاری نَدانَد، گو مَدان ۷
عیسییی شو گَر تو را خانه نباشد، گو مَباش
دیدهیی شو گَرْت روپوشی نَمانَد گو مَمان ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۶۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵۴ - عیشهاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵۶ - سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیم تن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.