هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به مفاهیمی مانند عشق، عقل، رهایی از خودپرستی، و وحدت وجود میپردازد. شاعر از تضاد بین عقل و عشق سخن میگوید و به مفاهیمی مانند قربانی کردن، رهایی از مادیات، و رسیدن به حقیقت اشاره میکند. همچنین، از نمادهایی مانند کعبه، بت، گوهر، سنگ، و دریا برای بیان مفاهیم عمیق استفاده شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات و فلسفه دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند قربانی کردن و رهایی از خودپرستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۹۵۹ - روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
رویِ او فَتوی دَهَد کَزْ کعبه بر بُتخانه زَن
زُلْفِ او دَعوی کُند کاینَک رَسَن بازی، رَسَن ۱
عقل گوید گوهَرَم، گوهر شِکَستن شَرطْ نیست
عشق گوید سنگِ ما بِسْتان و بر گوهر بِزَن ۲
سنگِ ما گوهر شِکَست و حیفْ هم بر سنگِ ماست
حیف هم بر روحْ باشد، گَر شُدش قُربانْ بَدَن ۳
این نه بَسْ دل را که دِلْبَر دست در خونَش کُند؟
این نه بَسْ بُت را که باشد چون خَلیلَش بُت شِکَن؟ ۴
هر کِه را جُست او به رَحْمت وارَهید از جُست و جو
هر کِه را گفت آنِ مایی، وارَهید از ما و من ۵
آن لبی کَانْگُشتِ خود لیسید روزی زان عَسَل
وَصْفِ آن لب را چه گویم؟ کانْ نَگُنجَد در دَهَن ۶
هر کِه صَحرایی بُوَد، ایمِنْ بُوَد از زَلزَله
هر کِه دریایی بُوَد، کِی غَم خورَد از جامه کَن؟ ۷
کِی سُلَیمان را زیان شُد گَر شُد او ماهی فُروش؟
اَهْرِمَن گَر مُلْک بِسْتَد، اَهْرِمَن بُد، اَهْرِمَن ۸
گَر بِشُد انگُشتری، انگشتِ او انگُشتری ست
پَرده بود انگُشتری، کِی چَشمِ بَد بر وِیْ مَزَن ۹
چَشمِ بَد خود را خورَد، خودْ ماهِ ما زانْ فارغ است
شمع کِی بَدنام شُد گَر نورِ او بِسْتَد لَگَن ۱۰
زُلْفِ او دَعوی کُند کاینَک رَسَن بازی، رَسَن ۱
عقل گوید گوهَرَم، گوهر شِکَستن شَرطْ نیست
عشق گوید سنگِ ما بِسْتان و بر گوهر بِزَن ۲
سنگِ ما گوهر شِکَست و حیفْ هم بر سنگِ ماست
حیف هم بر روحْ باشد، گَر شُدش قُربانْ بَدَن ۳
این نه بَسْ دل را که دِلْبَر دست در خونَش کُند؟
این نه بَسْ بُت را که باشد چون خَلیلَش بُت شِکَن؟ ۴
هر کِه را جُست او به رَحْمت وارَهید از جُست و جو
هر کِه را گفت آنِ مایی، وارَهید از ما و من ۵
آن لبی کَانْگُشتِ خود لیسید روزی زان عَسَل
وَصْفِ آن لب را چه گویم؟ کانْ نَگُنجَد در دَهَن ۶
هر کِه صَحرایی بُوَد، ایمِنْ بُوَد از زَلزَله
هر کِه دریایی بُوَد، کِی غَم خورَد از جامه کَن؟ ۷
کِی سُلَیمان را زیان شُد گَر شُد او ماهی فُروش؟
اَهْرِمَن گَر مُلْک بِسْتَد، اَهْرِمَن بُد، اَهْرِمَن ۸
گَر بِشُد انگُشتری، انگشتِ او انگُشتری ست
پَرده بود انگُشتری، کِی چَشمِ بَد بر وِیْ مَزَن ۹
چَشمِ بَد خود را خورَد، خودْ ماهِ ما زانْ فارغ است
شمع کِی بَدنام شُد گَر نورِ او بِسْتَد لَگَن ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵۸ - ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶۰ - آفتابا بار دیگر خانه را پر نور کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.