هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و غم فراوان خود میگوید و بیان میکند که چگونه غم بخشی جداییناپذیر از وجود او شده است. او از زخمهای روحی، رنجهای عاطفی و تسلیم شدن در برابر غم سخن میگوید و حتی در بهشت نیز غم را ترجیح میدهد. این متن پر از استعارههای عمیق و احساسات شدید است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مضامین غمانگیز نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۴۲۸ - منم که پارهٔ دل در دهان غم دارم
منم که پارهٔ دل در دهان غم دارم
به زیر ناصیه صد آستان غم دارم ۱
دلی که زخم پذیری کند نمی بینم
وگر نه تیر نفس در دهان غم دارم ۲
اگر چه جان به غمت داده ام، به گفتهٔ خویش
اگر غمت بگریزد زیان غم دارم ۳
بگو به شادی وصلت که تیغ بردارد
که میل زمزمهٔ الامان غم دارم ۴
چرا غمش نکند بر من اعتماد که من
ستم کشیده ولی مهربان غم دارم ۵
گر از بهشت شود معصیت عنان تابم
هزار شکر که صد بوستان غم دارم ۶
چگونه فهم حدیثم کنند بی دردان
که شهرزاد ملالم، زبان غم دارم ۷
از آن دیار عدم شد مسخرم عرفی
که صد سپاه بلا در عنان غم دارم ۸
به زیر ناصیه صد آستان غم دارم ۱
دلی که زخم پذیری کند نمی بینم
وگر نه تیر نفس در دهان غم دارم ۲
اگر چه جان به غمت داده ام، به گفتهٔ خویش
اگر غمت بگریزد زیان غم دارم ۳
بگو به شادی وصلت که تیغ بردارد
که میل زمزمهٔ الامان غم دارم ۴
چرا غمش نکند بر من اعتماد که من
ستم کشیده ولی مهربان غم دارم ۵
گر از بهشت شود معصیت عنان تابم
هزار شکر که صد بوستان غم دارم ۶
چگونه فهم حدیثم کنند بی دردان
که شهرزاد ملالم، زبان غم دارم ۷
از آن دیار عدم شد مسخرم عرفی
که صد سپاه بلا در عنان غم دارم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۷ - آن شکارم کز بر تیر سنان می رویدم
گوهر بعدی:غزل ۴۲۹ - بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.