هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد، عشق، شوق، بخت، غمزه و مرگ سخن میگوید و آرزو میکند که از راحت و شادی دور شود و به غم و درد بپیوندد. او همچنین از رسوایی، تقریب بخت، غمزه بیوفا و مرگ یاری میطلبد و تمایل خود را به تجربههای تلخ و دردناک ابراز میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مرگ و تجربههای دردناک ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۴۲۹ - بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم
بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم
به غم پیوستن از شادی بریدن آرزو دارم ۱
بیا ای عشق و رسوای جهانم کن که یک چندی
نصیحت های بی دردان شنیدن آرزو دارم ۲
بیا ای شوق و دست رقبتم سوی گریبان بر
که بی تابانه پیراهن دریدن آرزو دارم ۳
بیا ای بخت و تقریبی برانگیز از پی قتلم
که جان را بسمل آن غمزه دیدن آرزو دارم ۴
بیا ای غمزه ترک بی وفایی کن که در محشر
ز زخم غمزه اش در خون تپیدن آرزو دارم ۵
بیا ای مرگ یاری کن که بی او ناتوانستم
به خون غلتیدم اکنون آرمیدن آرزو دارم ۶
ز من پوشیده عرفی آه خود را، آه اگر داند
که من هم زهر بد نامی چشیدن آرزو دارم ۷
به غم پیوستن از شادی بریدن آرزو دارم ۱
بیا ای عشق و رسوای جهانم کن که یک چندی
نصیحت های بی دردان شنیدن آرزو دارم ۲
بیا ای شوق و دست رقبتم سوی گریبان بر
که بی تابانه پیراهن دریدن آرزو دارم ۳
بیا ای بخت و تقریبی برانگیز از پی قتلم
که جان را بسمل آن غمزه دیدن آرزو دارم ۴
بیا ای غمزه ترک بی وفایی کن که در محشر
ز زخم غمزه اش در خون تپیدن آرزو دارم ۵
بیا ای مرگ یاری کن که بی او ناتوانستم
به خون غلتیدم اکنون آرمیدن آرزو دارم ۶
ز من پوشیده عرفی آه خود را، آه اگر داند
که من هم زهر بد نامی چشیدن آرزو دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۸ - منم که پارهٔ دل در دهان غم دارم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۰ - رفتیم و با غمت دل پر خون گذاشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.