هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و دغدغههای درونی خود سخن میگوید. او با تصاویری مانند دزدیدن داغ دل، نسیم گلشن غم، و شعلههای دود چراغ، احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به تلاش برای تسکین درد دیگران و گذر از سختیها دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای گروههای سنی پایینتر قابل فهم نباشد.
غزل ۴۳۱ - منم که بهر دل اسباب داغ می دزدم
منم که بهر دل اسباب داغ می دزدم
نسیم گلشن غم در دماغ می دزدم ۱
دمی که بر نفس اهل درد می جوشم
هزار شعله از دود چراغ می دزدم ۲
ز بهر آن که چکانم به کام تشنه لبان
به آستین نمک و خون داغ می دزدم ۳
دگر به وادی ایمن رسم وگر نه که من
ز گرد بادیه کحل سراغ می دزدم ۴
نیم ز فصل خزان عرفی از چمن بی فیض
ترانهٔ ز نواهای زاغ می دزدم ۵
نسیم گلشن غم در دماغ می دزدم ۱
دمی که بر نفس اهل درد می جوشم
هزار شعله از دود چراغ می دزدم ۲
ز بهر آن که چکانم به کام تشنه لبان
به آستین نمک و خون داغ می دزدم ۳
دگر به وادی ایمن رسم وگر نه که من
ز گرد بادیه کحل سراغ می دزدم ۴
نیم ز فصل خزان عرفی از چمن بی فیض
ترانهٔ ز نواهای زاغ می دزدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۰ - رفتیم و با غمت دل پر خون گذاشتیم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۲ - ما دست دل ز چشمهٔ بهبود شسته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.