هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از احساس ناامیدی و یأس خود سخن میگوید و تمایل به فراموشی و رهایی از دردهای دنیوی را بیان میکند. او از مقایسههای تلخ و تصاویر غمانگیز مانند مرغان کباب و گلفشانان به بستر استفاده میکند تا عمق ناراحتی خود را نشان دهد.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر و مفاهیم مانند 'مرغان کباب' و 'خیاموارگی' ممکن است برای سنین پایین سنگین یا نامناسب باشد.
غزل ۴۴۱ - وقت آن است که افیون به شراب اندازیم
وقت آن است که افیون به شراب اندازیم
دو جهان را به یکی جرعه خراب اندازیم ۱
دلم از صوت تذروان بهشتی نگشود
گوش بر نالهٔ مرغان کباب اندازیم ۲
ای که بر زشتی من خنده زنی، باش که من
بخرم دستی و از چهره نقاب اندازیم ۳
گل فشانند به بستر همه چون عرفی و من
مشت خس چینم و در جامهٔ خواب اندازیم ۴
دو جهان را به یکی جرعه خراب اندازیم ۱
دلم از صوت تذروان بهشتی نگشود
گوش بر نالهٔ مرغان کباب اندازیم ۲
ای که بر زشتی من خنده زنی، باش که من
بخرم دستی و از چهره نقاب اندازیم ۳
گل فشانند به بستر همه چون عرفی و من
مشت خس چینم و در جامهٔ خواب اندازیم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۰ - هرگز دل کس را به گناهی نشکستیم
گوهر بعدی:غزل ۴۴۲ - چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.