هوش مصنوعی: شاعر در این متن از توبه و بازگشت به می‌نوشی سخن می‌گوید و از عشق و رنج‌های آن می‌نالد. او از عافیت و آرامش دوری می‌کند و به دنبال آتش و هیجان است. شاعر به خودانتقادی می‌پردازد و از زشتی‌های درون خود سخن می‌گوید. در پایان، از گناهان خود و نبود ثواب در زندگی یاد می‌کند.
رده سنی: 18+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی، خودانتقادی شدید و اشاره به گناه و توبه است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای سنین پایین‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۴۴۶ - به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم

به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم
کسی کو بازم آرد بر سر خم از جهان رستم ۱

به فتراکم ببندد عشق و گوید دست و پا کم زن
که من بسیار از این صید زبون در خاک و خون کشتم ۲

ردای عافیت بس خام باف است، آتشی در زن
که من زین پنبه عمری رشنه و زنار می رشتم ۳

سراسر کامم و در چشمهٔ لذت فرو رفتم
سراسر ریشم و در پنبهٔ الماس آعشتم ۴

نه طوبی داشت سرسبزی ، نه کوثر داشت نمناکی
که من دز شعله زار سینه تخم ناله می کشتم ۵

تماشای جمال حور و غلمانم کجا باشد
مرا آیینه ای باید که بینم تا چه حد زشتم ۶

به گوشم کاتب اعمال گوید عرفی انصافی
که ننوشتم ثوابی، در گنه صد لوح شستم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۵ - قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم
گوهر بعدی:غزل ۴۴۷ - دل به دست و پای کوبان از حرم بگریختم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.