هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تلاشهای بیثمر و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید. او از شکستن پردههای توهم، جستوجوی عشق و درد، و فریفتگی در برابر فسونهای عشق مینالد. در نهایت، به این نتیجه میرسد که تمام این تلاشها بیهوده بوده و معمای آرزو را با نامی باطل گشوده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاطفی پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و توهمات وجودی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۴۵۷ - صد پردهٔ تصور باطل شکافتیم
صد پردهٔ تصور باطل شکافتیم
تا اندکی معادلهٔ دل شکافتیم ۱
نوری نداشت غمکده، حسن از دریچه تافت
روزن به آن دریجه مقابل شکافتیم ۲
آن کشته ایم کز اثر نوحه های خویش
صد بار جامه در بر قاتل شکافتیم ۳
در جست و جوی لذت زخم نهان تو
هر موی کشته گان تو را دل شکافتیم ۴
بهر فسون درد تو از گوشهٔ لحد
صد ره به چاه جادوی بابل شکافتیم ۵
عرفی خجل نشین که معمای آرزو
آخر به نام مطلب باطل شکافتیم ۶
تا اندکی معادلهٔ دل شکافتیم ۱
نوری نداشت غمکده، حسن از دریچه تافت
روزن به آن دریجه مقابل شکافتیم ۲
آن کشته ایم کز اثر نوحه های خویش
صد بار جامه در بر قاتل شکافتیم ۳
در جست و جوی لذت زخم نهان تو
هر موی کشته گان تو را دل شکافتیم ۴
بهر فسون درد تو از گوشهٔ لحد
صد ره به چاه جادوی بابل شکافتیم ۵
عرفی خجل نشین که معمای آرزو
آخر به نام مطلب باطل شکافتیم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۶ - چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
گوهر بعدی:غزل ۴۵۸ - خوش آن جهان چو من از داغ دل کباب شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.