هوش مصنوعی:
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و حسرتهای ناشی از عشق است. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند پروانه و شمع، شهباز و مرغ، و تکیهگاه و بستر، به توصیف حالات روحی خود میپردازد. او از ناتوانی در رسیدن به معشوق، ترس از بازگشت به نقطه آغازین، و ارزش سکوت در برابر گفتگو سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی، این شعر را برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب میسازد.
غزل ۴۶۶ - چند بر بستر از آن چشم فسون ساز افتم
چند بر بستر از آن چشم فسون ساز افتم
تکیه بر بالش و بستر کنم و باز افتم ۱
پاسم ای شمع چه داری، نیم آن پروانه
که اگر بال بسوزند، ز پرواز افتم ۲
بای شهباز سلامت بگشایید که من
نی ام آن مرغ که در چنگل شهباز افتم ۳
حیرت از بس که عنان تاب الم شد، بیم است
که ز انجام ره عشق به آغاز افتم ۴
گفت و گوییست، بنازم به لب خاموشی
که اگر لب بگشایم ز سخن باز افتم ۵
عرفی آرام مجو از دلم، آن رفت که من
از بر تکیه گه عیش به صد ناز افتم ۶
تکیه بر بالش و بستر کنم و باز افتم ۱
پاسم ای شمع چه داری، نیم آن پروانه
که اگر بال بسوزند، ز پرواز افتم ۲
بای شهباز سلامت بگشایید که من
نی ام آن مرغ که در چنگل شهباز افتم ۳
حیرت از بس که عنان تاب الم شد، بیم است
که ز انجام ره عشق به آغاز افتم ۴
گفت و گوییست، بنازم به لب خاموشی
که اگر لب بگشایم ز سخن باز افتم ۵
عرفی آرام مجو از دلم، آن رفت که من
از بر تکیه گه عیش به صد ناز افتم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۵ - با دل چو گویم حرف او، طوفان فریادش کنم
گوهر بعدی:غزل ۴۶۷ - دل در شکن طرهٔ دلبند شکستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.