هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شوق خود میگوید و از دردها و رنجهایش سخن میگوید. او از تنهایی و بیمیلی به زندگی معمولی شکایت دارد و تمایل به همراهی با کسانی دارد که بار سنگین زندگی را بر دوش میکشند. همچنین، از بیتوجهی دیگران به سخنانش گلایه میکند و آرزوی همدلی و همراهی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تنهایی و انزوا نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
غزل ۴۷۰ - زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم
زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم
خانه در کوچهٔ الماس فروشان دارم ۱
کی مسلمان کندم صحبت اصحاب کرم
که در آن زمره بسی حلقه به گوشان دارم ۲
آتش پنبهٔ گوش دگرانم کامروز
گوش را مزرعهٔ پنبه فروشان دارم ۳
صحبت عمر فرومایه ملولم دارد
میل همدوشی تابوت به دوشان دارم ۴
واعظا در گذر از قافلهٔ من که متاع
همه گوش است ولی نذر خموشان دارم ۵
عرفی امروز به کاشانهٔ من باش که باز
گله ای از دل بی شرم خروشان دارم ۶
خانه در کوچهٔ الماس فروشان دارم ۱
کی مسلمان کندم صحبت اصحاب کرم
که در آن زمره بسی حلقه به گوشان دارم ۲
آتش پنبهٔ گوش دگرانم کامروز
گوش را مزرعهٔ پنبه فروشان دارم ۳
صحبت عمر فرومایه ملولم دارد
میل همدوشی تابوت به دوشان دارم ۴
واعظا در گذر از قافلهٔ من که متاع
همه گوش است ولی نذر خموشان دارم ۵
عرفی امروز به کاشانهٔ من باش که باز
گله ای از دل بی شرم خروشان دارم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۹ - ای ساقی بلا ز شراب تو سوختیم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۱ - کسی کو دلگشا ماند، دلش چون سنگ می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.