هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عرفی شیرازی بیانگر درد عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر از عشق به معشوق، رنجهای روحی، و تلاش برای رهایی از دردها سخن میگوید. او از فداکاریهای خود در راه عشق و جدایی از دنیای مادی میگوید و در نهایت به عرفان و تسلیم در برابر عشق الهی میرسد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جدایی از دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۴۷۲ - تا نام جمال یار بردیم
تا نام جمال یار بردیم
رنگ از رخ لاله زار بردیم ۱
زآیینهٔ دل به سیل گریه
عالم عالم غبار بردیم ۲
تا کشتهٔ غمزهٔ تو گشتیم
صد شمع به هر مزار بردیم ۳
بردیم به خلوت غمت خاک
از آتش روزگار بردیم ۴
مرهم مرهم زدیم چندان
کز داغ دل اعتبار بردیم ۵
ما شاهد عافیت گزیدیم
ناموس ز هر کنار بردیم ۶
آزاده روی گذاشت عرفی
صد دوش به زیر بار بردیم ۷
رنگ از رخ لاله زار بردیم ۱
زآیینهٔ دل به سیل گریه
عالم عالم غبار بردیم ۲
تا کشتهٔ غمزهٔ تو گشتیم
صد شمع به هر مزار بردیم ۳
بردیم به خلوت غمت خاک
از آتش روزگار بردیم ۴
مرهم مرهم زدیم چندان
کز داغ دل اعتبار بردیم ۵
ما شاهد عافیت گزیدیم
ناموس ز هر کنار بردیم ۶
آزاده روی گذاشت عرفی
صد دوش به زیر بار بردیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۱ - کسی کو دلگشا ماند، دلش چون سنگ می بینم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۳ - از آن ز بادهٔ شوق تو هوش جان دزدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.