هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شوق شدید به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه از غم و جور معشوق لذت میبرد. او حتی حاضر است تمام آتش دوزخ را برای عشق معشوق تحمل کند و از ستم و بدگمانی معشوق نیز لذت میبرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند تحمل آتش دوزخ و لذت بردن از ستم ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۴۷۳ - از آن ز بادهٔ شوق تو هوش جان دزدم
از آن ز بادهٔ شوق تو هوش جان دزدم
که لذت غمت از او نهان دزدم ۱
تو گرم رانی و سوزم که چون رسی بر من
چگونه شیوهٔ گرمی از آن عنان دزدم ۲
خوش آن وصال که هر دم حلاوت نگهت
دل از نگاه و ز دل جان و من از جان دزدم ۳
به جور تا کنم او را دلیر می خواهم
که فاش گویم و پنهان اثر از ان دزدم ۴
به جرم عشق تو فردا به دوزخ ار فکنند
تمام آتش دوزخ در استخوان دزدم ۵
خوش آن که یار به من بد گمان شود، عرفی
که لذت ستم از زخم امتحان دزدم ۶
که لذت غمت از او نهان دزدم ۱
تو گرم رانی و سوزم که چون رسی بر من
چگونه شیوهٔ گرمی از آن عنان دزدم ۲
خوش آن وصال که هر دم حلاوت نگهت
دل از نگاه و ز دل جان و من از جان دزدم ۳
به جور تا کنم او را دلیر می خواهم
که فاش گویم و پنهان اثر از ان دزدم ۴
به جرم عشق تو فردا به دوزخ ار فکنند
تمام آتش دوزخ در استخوان دزدم ۵
خوش آن که یار به من بد گمان شود، عرفی
که لذت ستم از زخم امتحان دزدم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۲ - تا نام جمال یار بردیم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۴ - دردا که فاش در غم جانانه سوختیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.