هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دوستی سخن میگوید، اما با وجود علاقهاش، خود را درگیر کینه و ستم نمیداند. او از وفاداری و محبت میگوید و تأکید میکند که با وجود عشق، هنوز هشیار است و به ناموس و عقل پایبند است. همچنین، از شکایت معشوق و مستی عشق یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با سطح درک بالاتر است.
غزل ۴۷۷ - من کینه را به مهر خریدار نیستم
من کینه را به مهر خریدار نیستم
دل پیش توست ولی به دل یار نیستم ۱
آغاز دوستی است، عنان از ستم بگیر
در ماندهٔ محبت بسیار نیستم ۲
تا کرده ام وداع محبت رسیده ام
یک منزل است راه و گرانبار نیستم ۳
گویم گهی خوش آمد آسودگی، هنوز
درد ترا هنوز سزاوار نیستم ۴
ترک وفا به جور نه آیین دوستی است
زین شیوه ظن مبر که خبردار نیستم ۵
اما چنین که از تو وفا خوار گشته است
عیبم که می کند که وفادار نیستم ۶
در عشق روستایی و در عقل شهری ام
ناموس را به جهل خریدار نیستم ۷
عرفی ز من شکایت معشوق نشوی
مست شراب عشقم و هشیار نیستم ۸
دل پیش توست ولی به دل یار نیستم ۱
آغاز دوستی است، عنان از ستم بگیر
در ماندهٔ محبت بسیار نیستم ۲
تا کرده ام وداع محبت رسیده ام
یک منزل است راه و گرانبار نیستم ۳
گویم گهی خوش آمد آسودگی، هنوز
درد ترا هنوز سزاوار نیستم ۴
ترک وفا به جور نه آیین دوستی است
زین شیوه ظن مبر که خبردار نیستم ۵
اما چنین که از تو وفا خوار گشته است
عیبم که می کند که وفادار نیستم ۶
در عشق روستایی و در عقل شهری ام
ناموس را به جهل خریدار نیستم ۷
عرفی ز من شکایت معشوق نشوی
مست شراب عشقم و هشیار نیستم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۶ - به کوی صید بندان، دوش چون فریاد می کردم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۸ - عفوت آوردم، دل شرمنده را آتش زدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.