هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق و غم سخن میگوید. شاعر از درد عشق و رنجهای آن مینالد و به دنبال یافتن آرامش در میان این غمهاست. او از تضاد بین عشق و وفا، و همچنین از رازهای نهفته در دلش سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که نمیتواند از دام غم رها شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۸۰ - کو عشق که در غمزدگی نام برآرم
کو عشق که در غمزدگی نام برآرم
دستی به سزای دل خود کام برآرم ۱
بد خوی شوم روزی و این جان غم اندیش
از غمکدهٔ سینهٔ بد نام برآرم ۲
سررشتهٔ زنار جهانی به کف آمد
یک رشته گر از پردهٔ اسلام برآرم ۳
گر روشنی راز برون افکنم از دل
گلبانگ ان الحق ز در و بام برآرم ۴
معشوق وفادشمن و عیب است که در عشق
ناباخته هستی به وفا نام برآرم ۵
از دام غم آزاد مشو کز دل عرفی
اهوی حرم نیست که از دام برآرم ۶
دستی به سزای دل خود کام برآرم ۱
بد خوی شوم روزی و این جان غم اندیش
از غمکدهٔ سینهٔ بد نام برآرم ۲
سررشتهٔ زنار جهانی به کف آمد
یک رشته گر از پردهٔ اسلام برآرم ۳
گر روشنی راز برون افکنم از دل
گلبانگ ان الحق ز در و بام برآرم ۴
معشوق وفادشمن و عیب است که در عشق
ناباخته هستی به وفا نام برآرم ۵
از دام غم آزاد مشو کز دل عرفی
اهوی حرم نیست که از دام برآرم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۹ - از باغ جهان رخ ببستیم و گذشتیم
گوهر بعدی:غزل ۴۸۱ - دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.