هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از بیتوجهی و بیمهری زمانه و اطرافیان شکایت میکند و بیان میکند که دیگر حرفها و نالههایش را به گوش کسی نمیرساند. او از زاهد و ریاکاران گله دارد و احساس میکند که دنیا به او پشت کرده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مسائل فلسفی و انتقادی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۸۳ - دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
مست است، این ترانه به گوشش نمی زنم ۱
این بس جزای طعنهٔ زاهد که هیچ گاه
قول شرابخانه به گوشش نمی زنم ۲
عهدش نماند کاین دو جهان گشت باز رمز
بی مهری زمانه به گوشش نمی زنم ۳
گل گوش جان گشوده و با بلبلان باغ
یک بانگ بلبلانه به گوشش نمی زنم ۴
عرفی به نغمه گوش بیالوده و ما هنوز
از ناله تازیانه به گوشش نمی زنم ۵
مست است، این ترانه به گوشش نمی زنم ۱
این بس جزای طعنهٔ زاهد که هیچ گاه
قول شرابخانه به گوشش نمی زنم ۲
عهدش نماند کاین دو جهان گشت باز رمز
بی مهری زمانه به گوشش نمی زنم ۳
گل گوش جان گشوده و با بلبلان باغ
یک بانگ بلبلانه به گوشش نمی زنم ۴
عرفی به نغمه گوش بیالوده و ما هنوز
از ناله تازیانه به گوشش نمی زنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۲ - منم که آب گل و رنگ لاله می طلبم
گوهر بعدی:غزل ۴۸۴ - تا به کی همره اندیشهٔ باطل باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.