هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شوریدگی روحی خود میگوید و از دردها و رنجهای عشق الهی سخن میراند. او به دنبال معرکهی عشق و قربانی شدن در راه آن است و از افتادن در دام دنیا و دوری از حقیقت ابراز ناراحتی میکند. در نهایت، به ناامیدی و تسلیم شدن در برابر عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از واژهها و مضامین ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۴۹۱ - تا کی به حرم تشنه لب و مضمحل افتم
تا کی به حرم تشنه لب و مضمحل افتم
کو دیر محبت که به دریای دل افتم ۱
کو معرکهٔ عشق که از بوی شهادت
بی خود شده در لجهٔ خون به حل افتم ۲
آخر که مرا گفت که از باغچهٔ قدس
بی فایده در دامگه آب و گل افتم ۳
مستی ز من آموز که چون شعلهٔ مرهم
از داغ جگر خیزم و در خون دل افتم ۴
کو انجمن قرب که تا بال گشایم
پر سوخته پیرامن شمع چگل افتم ۵
عرفی که گمان داشت که از وادی اسلام
باز آیم و در سجدهٔ بت منفعل افتم ۶
کو دیر محبت که به دریای دل افتم ۱
کو معرکهٔ عشق که از بوی شهادت
بی خود شده در لجهٔ خون به حل افتم ۲
آخر که مرا گفت که از باغچهٔ قدس
بی فایده در دامگه آب و گل افتم ۳
مستی ز من آموز که چون شعلهٔ مرهم
از داغ جگر خیزم و در خون دل افتم ۴
کو انجمن قرب که تا بال گشایم
پر سوخته پیرامن شمع چگل افتم ۵
عرفی که گمان داشت که از وادی اسلام
باز آیم و در سجدهٔ بت منفعل افتم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۰ - بس که درد عالمی در عشق تنها می کشم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۲ - نالنده ام ز درد مگر بلبلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.