هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق ستمگر و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او با بیان تصاویر شاعرانه مانند خرید و فروش غم، خون خود را در راه معشوق فدا می‌کند و از درد هجران و شوق وصال می‌نالد. در نهایت، او حاضر است با جان خود متاعی را بخرد که دیگران نمی‌خرند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی تصاویر شاعرانه مانند 'خون خود را فروختن' یا 'جام زهر' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۴۹۸ - می فروشم راحت و عشق ستمگر می خرم

می فروشم راحت و عشق ستمگر می خرم
می دهم روز خوش و آسیب اختر می خرم ۱

ای که باز افکنده ای در تیغ کاه رغبتم
گر متاع غم بود بگشا که اکثر می خرم ۲

در سرشت من قبول شیوهٔ انکار نیست
ساده لوحم هر جه بفروشند یک سر می خرم ۳

ترک جان تلخ کام است و شکر خواب عدم
جام زهری می فشانم، تنگ شکر می خرم ۴

او به خونم گرم و من زین شادمان، کز شکر قتل
صد ره از وی خون خود در روز محشر می خرم ۵

نیست غم کز درد هجران شهپرم بر خاک ریخت
اینک از جبرییل شوقت باز شهپر می خرم ۶

هر متاعی کز نگاهش می خرم در بزم وصل
می نشینم گوشه ای در خود مکرر می خرم ۷

عرفی آوردم متاعی، ترازو کو، غم کجاست
آن متاعی کس مخرد، با جان برابر می خرم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۷ - چه دور است این که نفع از گردش گردون نمی بینم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۹ - ساغر ز دست مردم آزاده چون کشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.