هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و دشواریهای زندگی میگوید و بیان میکند که در نبود راهنما و چارهای، خود را آزار میدهد. او به دنبال گوهر نایاب مراد است و در صورت عدم یافتن آن، از نیازمندان کمک میخواهد. همچنین، اشاره میکند که گاهی برای رسیدن به هدف، از راههای سخت و دردناک استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، اشاره به رنج و اضطراب ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۰۷ - نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
تا هست فرصتم ادب خویش می کنیم ۱
نایاب گوهریست مرادم و گر نه من
دریوزه از نوانگر و درویش می کنیم ۲
بیهوده رفتنم ز فروماندگی به است
تا خضر نیست رهبری خویش می کنیم ۳
دانم که نیست چاره و هر دم ز اضطراب
آزار عقل مصلحت اندیش می کنیم ۴
عرفی اگر ز کاوش دل مانده ام چه باک
ناخن ز کار شد، طلب نیش می کنیم ۵
تا هست فرصتم ادب خویش می کنیم ۱
نایاب گوهریست مرادم و گر نه من
دریوزه از نوانگر و درویش می کنیم ۲
بیهوده رفتنم ز فروماندگی به است
تا خضر نیست رهبری خویش می کنیم ۳
دانم که نیست چاره و هر دم ز اضطراب
آزار عقل مصلحت اندیش می کنیم ۴
عرفی اگر ز کاوش دل مانده ام چه باک
ناخن ز کار شد، طلب نیش می کنیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۶ - بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
گوهر بعدی:غزل ۵۰۸ - مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.