هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و دوری از معشوق سخن میگوید. او از سپیدی مو و چینهای رویش به دلیل این دوری شکایت میکند و از غیرت و حسادت نسبت به معشوق میگوید. شاعر تلاش میکند با عشرت و شادی، غم را از خود دور کند، اما حتی عشرت او نیز رنگ غم گرفته است. او به درون دل خود سر میزند و حالتی زردروی و پریشان از دل میبیند. در نهایت، دلش از فراق معشوق گریهکنان میشود.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۱۹۷۳ - موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین
مویْ بر سَر شُد سپید و رویِ من بِگْرفت چین
از فِراقِ دِلْبَری کاسِدکُنِ خوبانِ چین ۱
جانْ زِ غیرت گوش را گوید حَدیثَش کم شِنو
دل زِ غیرتْ چَشم را گوید که رویَش را مَبین ۲
دستِ عشرت بَرگُشادم تا بِبَندم پایِ غَم
عشرتم هَم رَنگِ غَم شُد ای مُسلمانان چُنین ۳
دست در سنگی زدم، دانم که نَرْهانَد مرا
لیک غَرقه گشته هم چنگی زَنَد در آن و این ۴
از دَرِ دل دَرشُدم امروز، دیدم حالِ او
زَردروی و جامه چاک و بییَسار و بییَمین ۵
گُفتَمَش چونی دِلا؟ او گریه دَر شُد های هایْ
از فِراقِ ماه رویِ هم نشانِ هم نشین ۶
از فِراقِ دِلْبَری کاسِدکُنِ خوبانِ چین ۱
جانْ زِ غیرت گوش را گوید حَدیثَش کم شِنو
دل زِ غیرتْ چَشم را گوید که رویَش را مَبین ۲
دستِ عشرت بَرگُشادم تا بِبَندم پایِ غَم
عشرتم هَم رَنگِ غَم شُد ای مُسلمانان چُنین ۳
دست در سنگی زدم، دانم که نَرْهانَد مرا
لیک غَرقه گشته هم چنگی زَنَد در آن و این ۴
از دَرِ دل دَرشُدم امروز، دیدم حالِ او
زَردروی و جامه چاک و بییَسار و بییَمین ۵
گُفتَمَش چونی دِلا؟ او گریه دَر شُد های هایْ
از فِراقِ ماه رویِ هم نشانِ هم نشین ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۷۲ - عاشقا دو چشم بگشا، چار جو در خود ببین
گوهر بعدی:غزل ۱۹۷۴ - ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.