هوش مصنوعی:
این متن به ستایش فقر و درویشی میپردازد و آن را بالاتر از سلطنت و پادشاهی قرار میدهد. شاعر از بینوایی و ذوق نیستی سخن میگوید و خود را عاشق و مست در کوی مغان میداند. او از بیخودی و وصلت با خدا سخن میگوید و درد را درمان دل میخواند. در نهایت، از نعمتالله و مینوشی مدام در خرابات فنا یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی و اشاره به مستی و خرابات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۹ - فقر ما خوشتر ز ملک پادشا
فقر ما خوشتر ز ملک پادشا
ما و درویشی و درویشی ما ۱
فقر سلطانی است ، سلطانی است فقر
پادشه درویش و درویش پادشا ۲
بینوائی ما و ذوق نیستی
باز پرس از عاشقان بینوا ۳
عاشق و مستیم در کوی مغان
دنیی و عقبی کجا و ما کجا ۴
بیخودم من بیخودم من بیخودم
با خدایم با خدایم با خدا ۵
جام دُرد درد او درمان دل
نوش کن جامی که تا یابی دوا ۶
نعمتالله مست و می نوشد مدام
در خرابات فنا جام بقا ۷
ما و درویشی و درویشی ما ۱
فقر سلطانی است ، سلطانی است فقر
پادشه درویش و درویش پادشا ۲
بینوائی ما و ذوق نیستی
باز پرس از عاشقان بینوا ۳
عاشق و مستیم در کوی مغان
دنیی و عقبی کجا و ما کجا ۴
بیخودم من بیخودم من بیخودم
با خدایم با خدایم با خدا ۵
جام دُرد درد او درمان دل
نوش کن جامی که تا یابی دوا ۶
نعمتالله مست و می نوشد مدام
در خرابات فنا جام بقا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸ - چشم ما شد به نور او بینا
گوهر بعدی:غزل ۲۰ - قدمی نه در آ در این دریا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.