هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی از درد و رنج عمیق، همراه با احساس غربت و بی‌پناهی است. شاعر از غرق شدن در دریای بی‌پایان رنج سخن می‌گوید و تنها همدم خود را درد مشترک می‌داند. او از فنا و بقا، وجود و عدم فراتر رفته و به حالت رندی و سرمستی در کوی مغان رسیده است. نعمت‌الله نیز به عنوان نماد عشق و رهایی دعوت می‌شود.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی مانند فنا و بقا، وجود و عدم، و همچنین اشارات به میخانه و مستی، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌کند. این محتوا برای کسانی مناسب است که از بلوغ فکری و شناختی لازم برای درک مفاهیم انتزاعی و عرفانی برخوردارند.

غزل ۷۰ - دردمندانیم و مانده بی دوا

دردمندانیم و مانده بی دوا
همدم و همدرد ما هم درد ما ۱

غرق در دریای بی پایان شدیم
غیر ما دیگر نباشد آشنا ۲

آبرو جوئی بیا از ما بجو
تا بیابی آبروی ما ز ما ۳

رو فنا شو تا بقا یابی ز عشق
بینوا شو تا ازو یابی نوا ۴

بر در میخانه مست افتاده ایم
بی حجاب و فارغ از هر دو سرا ۵

از وجود و از عدم آسوده ایم
باز رسته از فنا و از بقا ۶

رند و سرمستیم در کوی مغان
نعمت الله گر همی جوئی بیا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۹ - عین دریائیم و دریا عین ما
گوهر بعدی:غزل ۷۱ - در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.