هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عرفانی و معنوی است که از مخاطب میخواهد به دنبال گوهرهای معنوی مانند عشق، وحدت، معرفت و نور الهی باشد. شاعر تأکید میکند که برای رسیدن به حقیقت، باید از تعلقات دنیوی گذشت و به دنبال یگانگی و شناخت خود رفت. همچنین، اشارهای به نعمتهای الهی و لذتهای معنوی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. این شعر نیازمند سطحی از بلوغ فکری و شناختی است تا بتواند تأثیر معنوی و اندیشمندانه خود را بگذارد.
غزل ۸۴ - نقد گنج کنت کنزا را طلب
نقد گنج کنت کنزا را طلب
گوهر دُر یتیم از ما طلب ۱
عاشقانه خم می را نوش کن
جرعه ای بود بیا دریا طلب ۲
از دوئی بگذر که تا یابی یکی
از همه یکتای بی همتا طلب ۳
عارفانه دولت خود را بگیر
آنچه گم کردی همه آنجا طلب ۴
چشم عالم روشنست از نور او
نور او در دیدهٔ بینا طلب ۵
نعمت الله است و عالم سر به سر
نعمتی خوش از همه اشیا طلب ۶
گوهر دُر یتیم از ما طلب ۱
عاشقانه خم می را نوش کن
جرعه ای بود بیا دریا طلب ۲
از دوئی بگذر که تا یابی یکی
از همه یکتای بی همتا طلب ۳
عارفانه دولت خود را بگیر
آنچه گم کردی همه آنجا طلب ۴
چشم عالم روشنست از نور او
نور او در دیدهٔ بینا طلب ۵
نعمت الله است و عالم سر به سر
نعمتی خوش از همه اشیا طلب ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳ - در دل ما نقد گنج ما طلب
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - دردمندانه بیا ما را طلب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.