هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، مستی معنوی، رهایی از دنیا و وحدت با معشوق میپردازد. شاعر از نشستن با یار دریا دل، رهایی از دو جهان، و نشستن در خرابات مغان سخن میگوید و به مفاهیمی مانند فنا و بقا، زاهد و عاشق، و نور چشم مردم اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و خرابات ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۱۴۲ - جان ما با ما در این دریا نشست
جان ما با ما در این دریا نشست
یار دریا دل خوشی با ما نشست ۱
از سر هر دو جهان برخاست دل
بر در یکتای بی همتا نشست ۲
در خرابات مغان ما را چو یافت
مجلسی خوش دید خوش آنجا نشست ۳
چون سر دار فنا دار بقا است
بر سر دار آمد و از پا نشست ۴
ما و ساقی خوش به هم بنشسته ایم
خوش بود با مردم دانا نشست ۵
زاهد مخمور زیر افتاد و شد
عاشق مست آمد و بالا نشست ۶
سید ما نور چشم مردم است
لاجرم بر دیدهٔ بینا نشست ۷
یار دریا دل خوشی با ما نشست ۱
از سر هر دو جهان برخاست دل
بر در یکتای بی همتا نشست ۲
در خرابات مغان ما را چو یافت
مجلسی خوش دید خوش آنجا نشست ۳
چون سر دار فنا دار بقا است
بر سر دار آمد و از پا نشست ۴
ما و ساقی خوش به هم بنشسته ایم
خوش بود با مردم دانا نشست ۵
زاهد مخمور زیر افتاد و شد
عاشق مست آمد و بالا نشست ۶
سید ما نور چشم مردم است
لاجرم بر دیدهٔ بینا نشست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۱ - با محیط عشق او دنیا بر ما شبنمی است
گوهر بعدی:غزل ۱۴۳ - از جور و جفای بی وفا دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.