هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از حالتی سرمست و فارغ از دغدغههای دنیوی سخن میگوید. او عشق و وارستگی از ننگ و نام را ستایش میکند و به ارتباط عمیق با معشوق اشاره دارد. همچنین، از دلبستگی به معشوق و عهدی که با او بسته سخن میگوید، حتی اگر این عهد شکسته شود. در پایان، تأکید میکند که هر کس با معشوق او نشست و برخاست کند، از قید و بندهای دنیوی رها میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارد.
غزل ۲۲۰ - از خرابات می رسم سرمست
از خرابات می رسم سرمست
فارغ از نیست ایمنم از هست ۱
عین ما را به عین ما بیند
هرکه در بحر ما به ما پیوست ۲
ننگ و نام نکو به دست آورد
آنکه از ننگ و نام خود وارست ۳
دست من تا گرفت دست نگار
وه چه دستان که می کند زان دست ۴
مرغ جانم برای دانهٔ خال
شده در دام زلف او پابست ۵
عهد بستیم با سر زلفش
ما بر آنیم گرچه او بشکست ۶
از سر کاینات برخیزد
هر که با سیدم دمی بنشست ۷
فارغ از نیست ایمنم از هست ۱
عین ما را به عین ما بیند
هرکه در بحر ما به ما پیوست ۲
ننگ و نام نکو به دست آورد
آنکه از ننگ و نام خود وارست ۳
دست من تا گرفت دست نگار
وه چه دستان که می کند زان دست ۴
مرغ جانم برای دانهٔ خال
شده در دام زلف او پابست ۵
عهد بستیم با سر زلفش
ما بر آنیم گرچه او بشکست ۶
از سر کاینات برخیزد
هر که با سیدم دمی بنشست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۹ - نوش بادا مرا شراب الست
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱ - آمد ز درم نگار سرمست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.