هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و مستی ناشی از شراب الست سخن میگوید و به وحدت وجود و پیوستن به معشوق ازلی اشاره دارد. او عقل را در مقابل عشق قرار داده و درمان درد عشق را در خود عشق میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای شراب و مستی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۱۹ - نوش بادا مرا شراب الست
نوش بادا مرا شراب الست
که از آن باده گشته ام سرمست ۱
در دلم عشق و در نظر ساقی
در سرم ذوق و جام می بر دست ۲
پرده از دل گشود شاهد غیب
دل ما را به زلف خود دربست ۳
جان به جانان ما وصالی یافت
قطرهٔ ما به بحر ما پیوست ۴
گر تو را عقل هست ما را نیست
ور تو را عشق نیست ما را هست ۵
ای که پرسی دوای درد از ما
دردمندیم و این دوا دردست ۶
بشنو از سید این روایت عشق
تا کی آخر سخن ز عاقلی ویست ۷
که از آن باده گشته ام سرمست ۱
در دلم عشق و در نظر ساقی
در سرم ذوق و جام می بر دست ۲
پرده از دل گشود شاهد غیب
دل ما را به زلف خود دربست ۳
جان به جانان ما وصالی یافت
قطرهٔ ما به بحر ما پیوست ۴
گر تو را عقل هست ما را نیست
ور تو را عشق نیست ما را هست ۵
ای که پرسی دوای درد از ما
دردمندیم و این دوا دردست ۶
بشنو از سید این روایت عشق
تا کی آخر سخن ز عاقلی ویست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۸ - عاشقانه به عشق او سرمست
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰ - از خرابات می رسم سرمست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.