هوش مصنوعی:
این متن به ستایش حقپرستی و یگانگی خداوند میپردازد و وجود حقیقی را تنها از آن او میداند. همچنین، از رندی و سرمستی عرفانی سخن میگوید و تأکید میکند که هرچه از جانب اوست نیکو است. شاعر مخاطب را به همراهی با مخموران (عاشقان الهی) دعوت میکند و از دردسرهای دوری از این راه هشدار میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۲۵ - هر که باشد همچو سید حق پرست
هر که باشد همچو سید حق پرست
حق توان گفتن چو از باطل برست ۱
آن یکی در هر یکی خوش می نگر
در دو عالم آن یکی را می پرست ۲
آفتاب و ماه می بینیم ما
گر چه ما را در نظر نور خوراست ۳
جز وجود او وجودی هست نیست
غیر او نبود وجود هرچه هست ۴
دست او باید بگیرد دامنش
خوش بود گر دامنش آید به دست ۵
هرچه فعل او بود نیکو بود
نیک نبود نیک اگر گوئی بد است ۶
تا توانی گرد مخموران مگرد
هر که گردد حاصلش درد سر است ۷
عین ما بیند به عین ما چو ما
آنکه با ما خوش در این دریا نشست ۸
نعمت الله رند سرمست خوش است
کی کند رندی چنین انکار مست ۹
حق توان گفتن چو از باطل برست ۱
آن یکی در هر یکی خوش می نگر
در دو عالم آن یکی را می پرست ۲
آفتاب و ماه می بینیم ما
گر چه ما را در نظر نور خوراست ۳
جز وجود او وجودی هست نیست
غیر او نبود وجود هرچه هست ۴
دست او باید بگیرد دامنش
خوش بود گر دامنش آید به دست ۵
هرچه فعل او بود نیکو بود
نیک نبود نیک اگر گوئی بد است ۶
تا توانی گرد مخموران مگرد
هر که گردد حاصلش درد سر است ۷
عین ما بیند به عین ما چو ما
آنکه با ما خوش در این دریا نشست ۸
نعمت الله رند سرمست خوش است
کی کند رندی چنین انکار مست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۴ - خواجه گر چه بود عمری بت پرست
گوهر بعدی:غزل ۲۲۶ - سریر سلطنت عشق بر سر دار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.