هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق به معشوق و فداکاری در راه او سخن میگوید. شاعر از زیباییهای معشوق، لذت عشق و دلدادگی، و ارزش فداکاری در این راه میسراید. همچنین، مفاهیمی مانند مستی عشق، پذیرش رنجهای آن، و تسلیم در برابر معشوق بهعنوان یک سید (سرور) بیان شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مستی و فنا ممکن است نیاز به درک عمیقتری داشته باشند که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
غزل ۲۴۷ - چشم مستش ترک عیاری خوش است
چشم مستش ترک عیاری خوش است
زلف او هندوی طراری خوشست ۱
جان فدای عشق جانان کن روان
گر تو را میلی به دلداری خوشست ۲
بر سر دار فنا بنشین خوشی
زانکه اینجا جای سرداری خوشست ۳
دلبر ار صد جان به یک جو می خرد
زود بفروشش که بازاری خوشست ۴
کار بی کاری است کار عاشقان
کار ما می کن که این کاری خوشست ۵
سینهٔ ما مخزن اسرار اوست
او به دست آور که اسراری خوشست ۶
مجلس عشقست و ما مست و خراب
خوش خراباتی و خماری خوشست ۷
گر گران باری مثال از بار یار
بار یار ار می بری باری خوشست ۸
بندهٔ سید شدم از جان و دل
این سخن صدق است و اقراری خوشست ۹
زلف او هندوی طراری خوشست ۱
جان فدای عشق جانان کن روان
گر تو را میلی به دلداری خوشست ۲
بر سر دار فنا بنشین خوشی
زانکه اینجا جای سرداری خوشست ۳
دلبر ار صد جان به یک جو می خرد
زود بفروشش که بازاری خوشست ۴
کار بی کاری است کار عاشقان
کار ما می کن که این کاری خوشست ۵
سینهٔ ما مخزن اسرار اوست
او به دست آور که اسراری خوشست ۶
مجلس عشقست و ما مست و خراب
خوش خراباتی و خماری خوشست ۷
گر گران باری مثال از بار یار
بار یار ار می بری باری خوشست ۸
بندهٔ سید شدم از جان و دل
این سخن صدق است و اقراری خوشست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۶ - سرم سرگشتهٔ سودای عشق است
گوهر بعدی:غزل ۲۴۸ - در محبت جان اگر بازی خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.