۲۸۹ بار خوانده شده

غزل شمارهٔ ۲۴۸

در محبت جان اگر بازی خوش است
گر کنی بازی چنین بازی خوشست

یار کرمانی اگر بازی خوش است
دلبر سرمست شیرازی خوشست

رند سر مستیم و با ساقی حریف
با حریف خویش پردازی خوشست

چند گردی تو به خود گرد جهان
یک دمی با خویش پردازی خوشست

ساز ما را ذوق خوشتر می دهند
ساز ما با عشق پردازی خوشست

عشق سلطان است و تخت دل نشست
خانه را با عشق پردازی خوشست

سیم قلب تو ندارد رونقی
سیم قلب خویش بگذاری خوشست

در طریق عاشقی چون عاشقان
هرچه داری جمله دربازی خوشست

یک دمی با سید رندان بساز
تا بدانی ذوق دمسازی خوشست
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۲۴۷
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۲۴۹
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.